علی ضرغامی
تکلم به زبانها يكی از پديدههاي بحثبرانگيز، اسرارآميز و در عين حال مهم در الهيات مسيحي است كه در عهد جديد به شكل خاصي مطرح شده و در سنت كليساي اوليه، تاريخ كليسا و نيز جريانهاي معاصر مانند جنبش پنطيكاستي و كاريزماتيك اهميت فراواني يافته است. در تاریخ کلیسا، این پدیده گاه به عنوان نشانهای از تولد دوباره و پر شدن از روحالقدس تلقی شده، و گاه نیز مورد سوءتفاهم و حتی سوءاستفاده قرار گرفته است. اما ریشهها، معنا، اهداف و کاربردهای آن را تنها میتوان در متن جامع کتاب مقدس جستجو کرد؛ از روایتهای عهد جدید گرفته تا ارتباطات آن با نبوتهای عهد عتیق.
اين مقاله به بررسي جامع اين عطا در بستر كتاب مقدس، با تأكيد بر معنا، كاربرد، تنوع، منشأ الهياتي و ديدگاههاي مختلف تاريخي درباره آن ميپردازد.
تعريف و منشأ تكلم به زبانها
تكلم به زبانها به معناي سخن گفتن به زبانهايي است كه معمولاً براي گوينده ناشناخته است. اين زبان ميتواند يا يك زبان طبيعي موجود در جهان باشد (مانند آنچه در پنتيكاست رخ داد)، يا زباني روحاني و ناشناخته كه نيازمند ترجمه است (آنگونه كه پولس در قرنتيان شرح ميدهد).
بر اساس كتاب مقدس، اين عطا از روحالقدس سرچشمه ميگيرد و در فهرست عطاياي روحاني (1 قرنتيان 12) آمده است. اين عطا براي اهداف خاصي مانند دعا، پرستش، بناي شخصي، و در بعضي موارد، تبليغ و شهادت جمعي داده ميشود.
پنطيكاست: آغاز تكلم به زبانها
در اعمال رسولان فصل 2، در روز پنتيكاست، شاگردان عيسي با آمدن روحالقدس به زبانهاي گوناگون سخن گفتند. روز پنتیکاست، هنگامی که شاگردان عیسی در انتظار وعده روحالقدس بودند. ناگهان صدای وزش باد شدید آمد و زبانههایی چون آتش بر سر آنان ظاهر شد و همه از روحالقدس پر گشتند و به زبانهایی دیگر سخن گفتند، چنانکه روح به ایشان قدرت گفتار میداد. نكته مهم اين است كه اين زبانها براي شنوندگان قابل فهم بود؛ مردماني از ملتها و اقوام مختلف پيام نجات را به زبان مادري خود شنيدند. اين تجربه نوعي بازگشت نمادين به وحدت زباني از دست رفته در برج بابل بود (پیدایش 11)، جایی که خدا زبانها را آشفته ساخت. در پنطيكاست، زبانها وسيلهاي براي اتحاد، بشارت و شهادت به عظمت خدا بودند. بنابراین، این نوع تکلم به زبانها بعدی تبلیغی، جهانی و وحدتآفرین داشت و برای تولد کلیسا ضروری مینمود.
تكلم به زبانها در كليساي قرنتس
پولس رسول در اول قرنتيان 12 تا 14 به طور مفصل درباره اين عطا سخن ميگويد. او ميان زبانهاي قابل فهم و زبانهايي كه نيازمند ترجمه هستند تفاوت قائل ميشود. در قرنتيان، تكلم به زبانها گاه وسيله دعاي شخصي است كه گوينده آن را نميفهمد، اما روح او بنا مييابد (1 قرنتيان 14:2-4).از نگاه پولس، این عطیه میتواند در دعا و نیایش شخصی موجب بنای روحی فرد گردد، اما در جمع باید با نظم و همراه با ترجمه انجام شود تا سبب بنای کلیسا گردد. پولس با اینکه خود بیشتر از دیگران به زبانها سخن میگفت (اول قرنتیان ۱۴:۱۸)، اما تأکید دارد که در جماعت، ترجمه و تفهیم اهمیت بیشتری دارد.
پولس هشدار ميدهد كه استفاده بيرويه از اين عطا در جمع بدون ترجمه باعث سردرگمي يا رعب براي بيايمانان ميشود (1 قرنتيان 14:23). او نظم، ترجمه و تعقل را شرط كارآمدي اين عطا در كليسا ميداند.
انواع و اهداف تكلم به زبانها
بر اساس كتاب مقدس، ميتوان سه نوع تكلم به زبانها را تشخيص داد:
زبانهاي انساني شناختهشده: مانند پنطيكاست، براي تبليغ و شهادت.
زبانهاي ناشناخته و روحاني: براي دعاي شخصي و پرستش (رومیان 8:26، 1 قرنتيان 14:2).
زبانهاي قابل ترجمه در جماعت: كه همراه با عطاي ترجمه، براي بنای جماعت به كار ميروند.
هدف نهايي تمام اين انواع، جلال خدا، بناي كليسا و تعميق رابطه شخصي با خداست.
پيوندي با عهد عتيق
بعضي از مفسران، ريشه نبوي تكلم به زبانها را در اشعيا 28:11 ميبينند: «با زبان بيگانه و لبان ديگر سخن خواهم گفت…» اين آيه به داوري خدا بر قوم اسرائيل اشاره دارد كه پيام را نشنيدند، و در نتيجه، خدا از طريق زبان بيگانه با آنان سخن ميگويد. پنتيكاست هم نشانه آغاز عصر جديد نجات براي همه قومها بود، نه فقط بنياسرائيل.
تداوم يا توقف عطا؟
در تاريخ كليسا دو ديدگاه شكل گرفت:
ديدگاه توقفگرا (Cessationism): عطاياي خارقالعاده مانند زبانها و نبوت پس از قرن اول و اتمام نگارش كتاب مقدس متوقف شدند.در طول تاریخ کلیسا، نگرشها نسبت به تداوم این عطیه متفاوت بودهاند. برخی، بهویژه در جریانهای کلاسیک مانند کاتولیک و پروتستان اصلاحشده، معتقدند زبانها در قرن اول برای آغاز کلیسا لازم بودند، اما پس از استقرار کتاب مقدس و سنت کلیسایی، دیگر ضرورتی نداشتند.
ديدگاه تداومگرا (Continuationism): عطايا همچنان باقي هستند و در زمانه كنوني نيز كار ميكنند.در قرن بیستم با شکلگیری جنبش پنطیکاستی و کاریزماتیک، باور به تداوم و کارکرد زنده زبانها قوت گرفت. بسیاری از ایمانداران معاصر این عطیه را تجربه کردهاند و آن را بخشی از حیات روحانی زنده و امروزی میدانند.
سوءاستفادهها و هشدارهای كتاب مقدس
پولس هشدار ميدهد كه عطايا نبايد وسيله فخر فروشي يا معيار برتري روحاني باشد. او ميگويد: «اگر به زبانهاي مردم و فرشتگان سخن گويم و محبت نداشته باشم، هيچم» (1 قرنتيان 13:1).
تكلم به زبانها بايد در بستر نظم، محبت، فهم، و بناي جمعي انجام شود. روحالقدس عامل آشفتگي نيست، بلكه نظم و تقدس را ميآورد (1 قرنتيان 14:33).
نتيجهگيري
تكلم به زبانها عطايي الهي و زيباست، اما بايد در نور كتاب مقدس، با حكمت، نظم و محبت مورد استفاده قرار گيرد. اين عطا، همچون ديگر عطايا، وسيلهاي است براي جلال خدا و خدمت به بدن مسيح. در نهايت، مهمتر از زبانها، رشد در محبت، اطاعت از روحالقدس، و شناخت عميقتر از خداوند است.
در عصري كه پر از صداها و زبانهاي گوناگون است، خدا همچنان ميتواند از زبانها براي گفتن پيام خود بهره گيرد؛ اما قلب شكسته، روح فروتن و گوشي شنوا، همچنان شرط اصلي شنيدن اوست.
نظر شما در مورد این نوشته چیست؟