سرنوشت بی‌دینان در داوری الهی: نگاهی کتاب‌مقدسی به عدالت و رحمت خداوند

علی ضرغامی

سؤال درباره سرنوشت نهایی کسانی که به مسیح ایمان نیاورده‌اند، از جمله پرچالش‌ترین و حساس‌ترین موضوعات الهیاتی در مسیحیت است. کتاب مقدس، به‌ویژه در عهد جدید، درباره داوری نهایی و سرنوشت جاودانه انسان‌ها سخن گفته، اما در عین حال تصویری چندلایه و پیچیده از عدالت، رحمت، مسئولیت انسانی و شناخت خداوند ارائه می‌دهد.

نقطه آغاز این بحث، درک ماهیت خداوند است: او «عادل» است و «رحیم». کتاب مقدس بارها تأکید می‌کند که خداوند نمی‌تواند ظلم کند، و داوری او کامل، بی‌طرف و بر اساس حقیقت است (ر.ک. رومیان ۲:۶–۱۱). داوری خداوند نه صرفاً بر پایه نام مسیح، بلکه بر اساس پاسخ هر شخص به نوری است که دریافت کرده.

در نامه پولس رسول به رومیان، آمده است: «زیرا آنانی که بدون شریعت گناه کرده‌اند، بدون شریعت نیز هلاک خواهند شد؛ و آنانی که در تحت شریعت گناه کرده‌اند، به‌واسطه شریعت داوری خواهند شد» (رومیان ۲:۱۲). این آیه نشان می‌دهد که خدا انسان‌ها را بر اساس دانشی که داشته‌اند، مورد داوری قرار می‌دهد، نه صرفاً بر اساس عضویت ظاهری در دین یا کلیسا.

پولس در همان فصل بیان می‌کند که حتی امت‌های غیر یهودی که شریعت موسی را ندارند، اگر «کارهای شریعت» را طبیعتاً به‌جا آورند، نشان می‌دهند که قانون خدا بر دل‌هایشان نوشته شده است (رومیان ۲:۱۴–۱۵). این حکایت از آن دارد که وجدان، به‌عنوان شهادتی درونی، می‌تواند ملاک داوری برای کسانی باشد که هرگز نام مسیح را نشنیده‌اند.

با این حال، کتاب مقدس نیز به‌وضوح اعلام می‌کند که نجات نهایی، از طریق فیض خداوند در عیسی مسیح است (اعمال ۴:۱۲؛ یوحنا ۱۴:۶). این انحصار حقیقت نجات در مسیح، از روی تعصب نیست، بلکه بیان‌کننده این نکته است که تنها خدا می‌تواند انسان را از گناه و مرگ ابدی رهایی بخشد، و این کار را در شخص مسیح انجام داده است.

در مکاشفه ۲۰، تصویر داوری نهایی به چشم می‌خورد. «کتاب زندگی» و «کتب دیگر» گشوده می‌شود و مردم بر اساس اعمالشان داوری می‌شوند. کسانی که نامشان در کتاب زندگی نوشته نشده باشد، در دریاچه آتش افکنده می‌شوند (مکاشفه ۲۰:۱۱–۱۵). اما پرسش مهم این است: چه چیزی باعث می‌شود که نام شخصی در این کتاب نوشته شود؟ تنها ایمان؟ عمل؟ یا چیزی فراتر؟

پاسخ این پرسش در عمق رابطه انسان با خدا نهفته است. عهد جدید تأکید دارد که ایمان، نشانه شناخت و پذیرش فیض خداست، اما این ایمان، زنده و عامل است (یعقوب ۲:۱۴–۲۶). خداوند بر دل‌ها می‌نگرد، نه فقط بر زبان یا هویت دینی انسان‌ها.

بنابراین، در نهایت، بی‌دینان و غیرایمانداران بر اساس آنچه دریافت کرده‌اند و نحوه پاسخشان به نور، حقیقت، وجدان و عدالت، داوری خواهند شد. هر آن کس که حقیقت را دوست داشته، به‌دنبال خدا گشته و با وجدان روشن زندگی کرده، به عدالت الهی خواهد رسید؛ گرچه شناخت کامل از مسیح نداشته باشد. اما در عین حال، هر کس که از نور روی‌گردان بوده، حقیقت را انکار کرده یا عمداً راه شرارت را پیموده، در داوری محکوم خواهد شد.

این دیدگاه، بین دو قطب فیض و عدالت خدا تعادلی پدید می‌آورد: داوری خدا بی‌عیب است، اما فیض او نیز شگفت‌انگیز است. کسانی که مسیح را نشناخته‌اند، اگر حقیقت را دوست داشته و به آن پاسخ مثبت داده‌اند، در دستان رحمت خدا قرار می‌گیرند. اما رد آگاهانه‌ی حقیقت، بی‌تفاوتی نسبت به صدای خدا در وجدان، و زندگی در شرارت، نمی‌تواند بدون پاسخ بماند.

در پایان، تنها خداست که دل‌ها را می‌بیند. ما مأمور قضاوت نهایی نیستیم، بلکه دعوت‌شده‌ایم که انجیل را اعلام کنیم و به فیضی که در مسیح عطا شده، وفادار بمانیم.

دیدگاه

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟