سی و هشت سال سکوت

علی ضرغامی

در فصل پنجم انجیل یوحنا، داستانی روایت می‌شود که فراتر از یک شفا، در دل خود پیامی عمیق درباره امید، انتظار، و ملاقات الهی دارد. این داستان درباره مردی است که سی و هشت سال در بیماری و ناتوانی به سر می‌برد و در کنار برکه «بیت حسدا» در اورشلیم انتظار می‌کشید. او یکی از جمع بسیاری از بیماران، کوران و لنگان بود که امیدوار بودند در زمان حرکت آب شفا یابند.

اما آنچه این مرد دریافت کرد، نه تنها شفا از بیماری جسمانی، بلکه ملاقات با خداوندِ حیات بود.

عیسی وارد صحنه می‌شود و از او سوالی عجیب می‌پرسد: «آیا می‌خواهی شفا یابی؟» (یوحنا ۵:۶). شاید پاسخ به نظر بدیهی بیاید، اما این پرسش چیزی بیش از یک دعوت ساده بود. این پرسش، دعوتی برای بیداری ایمان، چرخش نگاه از آب به مسیح، و گسستن از انتظارهای انسانی برای گرفتن معجزه بود. مرد بیمار، هنوز نگاهش به روش قدیمی شفا دوخته شده بود؛ به حرکت آب، به کمک دیگران. اما عیسی آمد تا نگاه او را بلند کند، تا نشان دهد که شفا، زندگی، و بازیابی از درون رابطه با او جاری می‌شود، نه از سنت یا انتظار بیرونی.

وقتی عیسی گفت: «برخیز، بستر خود را بردار و راه برو» (یوحنا ۵:۸)، چیزی خارق‌العاده اتفاق افتاد. مرد، بی‌درنگ شفا یافت. این شفا بدون هیچ مراسم خاص، بدون لمس آب، بدون واسطه انسانی رخ داد—به‌صرف فرمان کلام خداوند.

اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. عیسی بعداً دوباره او را در معبد می‌یابد و به او می‌گوید: «اینک شفا یافته‌ای، دیگر گناه مکن مبادا بدتری بر تو آید» (یوحنا ۵:۱۴). این جمله، ماهیت کامل شفا را روشن می‌سازد: خدا فقط بدن ما را نمی‌خواهد شفا دهد، بلکه قلب و روح ما را نیز. شفا تنها پایان درد نیست، بلکه آغاز یک زندگی تازه است—زندگی‌ای که در آن باید از گناه دور شد و در مسیر قداست قدم برداشت.

از این داستان می‌آموزیم که:

طول زمان نمی‌تواند مانعی برای فیض خدا باشد. حتی پس از سی و هشت سال، او هنوز می‌تواند وارد صحنه شود.

عیسی ما را دعوت می‌کند که نگاه‌مان را از سیستم‌های انسانی به او بدوزیم.

شفا اغلب با فرمانی همراه است که نیازمند ایمان و حرکت ماست: برخیز!

شفا یک نقطه پایان نیست، بلکه آغازی تازه برای زیستن در تقدس و پیروی از مسیح است.

در بسیاری از لحظات زندگی، ما مانند آن مرد کنار برکه هستیم: در انتظار، ناامید، درمانده، و درگیر گذشته‌ای طولانی از درد. اما مسیح هنوز می‌پرسد: «آیا می‌خواهی شفا یابی؟» و اگر پاسخ ما از دل برخیزد، می‌توانیم صدای او را بشنویم که می‌گوید: «برخیز…»

دیدگاه

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟