ما همه باراباس هستیم: چهره انسان در آیینه فیض خدا

علی ضرغامی

یکی از تأمل‌برانگیزترین و در عین حال کم‌گفته‌شده‌ترین صحنه‌های روایت عیسی در انجیل‌ها، ماجرای آزاد شدن باراباس و محکوم شدن عیسی به مرگ است؛ صحنه‌ای که نه‌تنها بیانگر پیچیدگی فضای سیاسی و اجتماعی اورشلیم در آن ایام است، بلکه در خود تصویری عمیق و نمادین از پیام نجات در دل مسیحیت حمل می‌کند. بر اساس روایت اناجیل، هنگام عید فِصَح رسم بود که حاکم رومی یکی از زندانیان را بنا به خواست مردم آزاد کند. پونتیوس پیلاطس، حاکم رومی، عیسی را به مردم عرضه کرد و در کنار او مردی به نام باراباس، که به‌عنوان یک شورشی و قاتل شناخته می‌شد، نیز قرار گرفت. حیرت‌انگیز آن است که مردم، با فریاد و اصرار، خواستار آزادی باراباس شدند و عیسی را برای صلیب انتخاب کردند.

در نگاه نخست، این رخداد ممکن است صرفاً یک انتخاب ناعادلانه و ناشی از تحریکات رهبران مذهبی زمان به‌نظر برسد. اما در نگاهی ژرف‌تر، این صحنه بازتابی از حقیقتی بنیادین در ایمان مسیحی است: بی‌گناهی که به جای گناهکار می‌میرد. باراباس نماد انسان گناهکاری است که به سبب لطف و تصمیمی بیرونی، آزاد می‌شود؛ نه به‌سبب لیاقت خود، بلکه به‌سبب آنکه دیگری به‌جای او محکوم می‌شود. در اینجا، عیسی نه‌تنها قربانی بی‌گناه ظلم می‌شود، بلکه با مرگ خود، راهی برای آزادی دیگران می‌گشاید؛ حتی برای کسی چون باراباس که مستحق مرگ بود.

این واقعه، تصویری عمیق از ماهیت نجات در مسیحیت را به نمایش می‌گذارد. آموزه صلیب در انجیل‌ها دقیقاً بر این بنیاد استوار است: این که عیسی، بره بی‌عیب خدا، جان خود را فدای گناهکاران کرد. ما همه، به‌نوعی باراباس هستیم؛ کسانی که به‌سبب خطاها و ضعف‌های خود، سزاوار جدایی از خدا بودیم، اما نجات یافتیم، زیرا کسی دیگر جای ما را بر صلیب گرفت.

همچنین، ماجرای باراباس نشان‌دهنده وارونگی ارزش‌ها در جامعه‌ای است که در آن بی‌عدالتی، تعصب، و بازی‌های قدرت، حقیقت را زیر پا می‌گذارند. مردم، تحت تأثیر رهبران خود، نجات‌دهنده‌ای را رد کردند که آمده بود تا ملکوتی آسمانی را بنا نهد، و کسی را انتخاب کردند که آشکارا خشونت‌طلب و تبهکار بود. این انتخاب، نقدی بر جامعه‌ای است که در مواجهه با حقیقت، نه تنها کور می‌شود، بلکه آن را طرد می‌کند. در بسیاری از لحظات تاریخی، و حتی در زندگی شخصی ما، چنین انتخاب‌هایی بازتکرار می‌شوند؛ جایی که حقیقت را کنار می‌گذاریم، و ترجیح می‌دهیم آنچه راحت‌تر، ملموس‌تر، یا هماهنگ‌تر با انتظاراتمان است را بپذیریم.

ماجرای باراباس، اگرچه تنها چند آیه از متن انجیل را به خود اختصاص داده، اما پژواکی قوی از معنای فیض، عدالت، گناه و نجات در خود دارد. او آزاد شد، اما عیسی مُرد؛ و در این جایگزینی، پیام محبت بی‌قید و شرط خدا به انسان آشکار شد؛ محبتی که حاضر است جان دهد، تا دیگران زندگی کنند.

دیدگاه

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟