نوشته: علی ضرغامی
باید به یاد داشت که پیش از آنکه ایرانیان در این سرزمین سر و سامانی بگیرند و پادشاهی بزرگی بر سر کار آورند، با دولتهای بزرگ آن زمان در غرب، چون بابل و آشور، در تماس بودند. از ساکنان بومی و قدیمی ایران پیش از آریاییها، قدیمیترین آثار خطی (بهصورت اشکال و نقاشی) در ایران مرکزی، روی الواح خشتی و مهرهایی در تپه سیلک کاشان یافت شده است.
آریاییها وقتی به فلات ایران آمدند، خط و کتابت نداشتند. در زمان قدرت یافتن بابلیها و آشوریها، از خط میخی برای نوشتن زبانهای سامی خود استفاده کردند. همچنین ایلامیها نیز خط میخی را برای نگارش زبان خود برگزیدند. خط سومری در ابتدا بهصورت اشکال تصویری مانند هیروگلیفهای مصری بود، اما بعدها سادهتر شد و بهصورت اشکال میخمانند درآمد. خط میخی در میان ایلامیها، بابلیها و آشوریها رواج یافت خط میخی سومریها در ابتدا شامل حدود ۲۰۰۰ نشانه بود که بعدها به حدود ۸۰۰، و سپس به ۳۰۰ علامت کاهش یافت. سومریها از راست به چپ مینوشتند؛ بابلیها نخستین قومی بودند که از چپ به راست نوشتند. خط هخامنشیان نیز نوعی خط میخی بود. قدیمیترین نوشتههای این دوره شامل دو لوح زرین مربوط به آریامنه و آرشام و سپس کتیبههای پاسارگاد به نام کوروش کبیر هستند. هخامنشیان خط را نیز مانند بسیاری از پدیدههای فرهنگی و تمدنی از بینالنهرین اقتباس کردند و در این زمینه پیشرفتهای شایانی داشتند. خط میخی آشوری حدود ۷۰۰ حرف، و خط میخی ایلامی حدود ۳۰۰ حرف داشت. اما هخامنشیان تعداد حروف را کاهش داده و خط را ساده کردند، که از دستاوردهای برجستهٔ آنان بود. خط میخی هخامنشی تنها ۳۶ حرف داشت.
محققان اختراع خط را به سومریها نسبت میدهند. سپس اکدیها در آغاز هزاره سوم پیش از میلاد آن را اقتباس کردند و با تغییراتی برای نگارش زبان سامی خود به کار بردند. بنابراین، گرچه علائم این خطوط میخی هستند، اما نمیتوان آنها را بهطور خاص ایلامی یا بابلی نامید. هخامنشیان تحولی چشمگیر در خط ایجاد کردند و آن را ساده و کاربردی نمودند. در خطهای میخی پیشین، هر علامت نماینده یک واژه یا مفهوم خاص بود؛ اما هخامنشیان خط را به گونهای اصلاح کردند که برای نویسندگی سادهتر شود. در نتیجه، خط میخی پارسی با ساختاری متفاوت اما برگرفته از همان نظام نوشتاری شکل گرفت و در کتیبههای شاهان هخامنشی بهکار رفت. این کتیبهها معمولاً به سه زبان و خط نوشته میشدند: پارسی باستان، ایلامی و بابلی. اگرچه خط میخی در تمام دوران هخامنشیان کاربرد داشت، اما بهتدریج جای خود را به خط آرامی داد. خط آرامی زبانی سامی و بسیار سادهتر از خط میخی بود و قابلیت نوشتن روی پوست را داشت. این ویژگیها باعث شد که خط آرامی متداول و تبدیل به خط بینالمللی شود. نوشتن با خط میخی دشوار بود، زیرا میبایست آن را روی سنگ، آجر، فلز، خشت یا گل رس حک کرد و برای استفاده عمومی مناسب نبود. آرامیها، که قومی سامی بودند و در هزاره دوم پیش از میلاد در سوریه، فلسطین و مشرق اردن میزیستند، خطی را از فنیقیها اقتباس کرده بودند. آنها در قرن پانزدهم ق.م. در دمشق مستقر شدند و بعدها با فینیقیها همسایه گردیدند. در قرون یازدهم و دهم پیش از میلاد، آرامیها در بینالنهرین به قدرت رسیدند؛ اما در قرن دهم ق.م. توسط آشوریها سرکوب شدند و از قرن هشتم ق.م. به دولتی ضعیف و وابسته بدل شدند. نخستین بار در کتیبههای نارامسین از این قوم یاد شده است با استقرار آرامیها در بینالنهرین و اقتباس آنها از الفبای فینیقی، خطی پدید آمد که نگارش آن روی پوست آسانتر و از خط میخی سادهتر بود. این خط در روزگار هخامنشیان وارد ایران شد و به تدریج جایگزین خط میخی گردید. خط آرامی در اواخر سلطنت آشوریها جنبهٔ بینالمللی یافت و در زمان هخامنشیان در سراسر امپراتوری رواج یافت. در واقع، زبان و خط آرامی از ریشهٔ زبانهای سامی بود.
نظر شما در مورد این نوشته چیست؟