ایمان و بی ایمانی در پرتو معجزات عیسی در انجیل یوحنا

علی ضرغامی

مقدمه

در طول تاریخ همواره این سوال مطرح بوده است که آیا دیدن معجزه می‌تواند منجر به ایمان شود؟ پاسخ به این سوال در دل متن انجیل یوحنا نهفته است. یوحنا از واژه‌ی «آیه» (Semeion) برای اشاره به معجزات عیسی استفاده می‌کند. این واژه نشان می‌دهد که معجزات نه فقط به عنوان رخدادهایی شگفت‌انگیز، بلکه به عنوان نشانه‌هایی از هویت عیسی به عنوان پسر خدا معرفی می‌شوند. در این مقاله، ما بررسی خواهیم کرد که چگونه معجزات در انجیل یوحنا باعث ایمان برخی و بی‌ایمانی دیگران شده‌اند.

یوحنای رسول مقصود خود را از نوشتن انجیل یوحنا و ذکر معجزات عیسی به روشنی بیان کرده است .  … و عیسی آیات بسیار دیگر در حضور شاگردان به ظهور رساند که در این کتاب نوشته نشده است لیکن اینها نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی همان مسیح پسر خداست و تا با ایمان در نام او حیات داشته باشید ( یوحنا ۲۰ آیات ۳۰ و ۳۱ ) ازاین دو آیه به روشنی می توان دریافت که اولا عیسی معجزات زیادی انجام داد که دراین کتاب نوشته نشده و آنهایی هم که نوشته شده برای مقصود خاصی نگارش شده است و در ثانی تمرکز بر روی سه واژه مهم آیات ،ایمان و حیات  محور اصلی را تشکیل داده و قابل تعمق هستند .  بوحنا وقتی از معجزات مسیح می گوید منظورش صرفاً کارهای خارق العاده یا تجلی قدرت مافوق طبیعی عیسی نبوده ،بلکه به حقایق روحانی  ورای آن معجزات شهادت می دهد .  بنابراین هر معجزه ای مفهومی در بر دارد که نشان دهنده اهمیت و قدرت روحانی خاصی است و خود معجزه فقط تجلی آن قدرت است .  به غیر از رستاخیز مسیح و صید ماهی که در باب بیست و یکم آمده است ، هفت معجزه از عیسی در انجیل یوحنا ثبت شده است .  هر یک از این هفت معجزه نشان دهنده جنبه خاصی از قدرت و شخصیت عیسی می باشند .  در معجزه اول که در باب ۲ انجیل یوحنا آیات ا تا اا را به خود اختصاص می دهد ، عیسی با تبدیل آب به شراب در مراسم عروسی ، خود را به عنوان خداوند کیفیت نشان داد .  او توانست تغییری را که طی چند ماه در انگور بوجود می آید ، در یک لحظه ایجاد کند و آنرا تبدیل به بهترین شراب نماید در نتیجه ی این معجره ، عیسی جلال خود را آشکار ساخته ، شاگردانش به او ایمان آوردند .  ایمانی که در اثر این معجزه بوجود آمده بود ، ایمان کاملی نبود اما به هر حال، مردم معجزه را با چشمان خود دیده بودند و می توانستند به این نتیجه برسند که شخص خارق العاده ای در بین آنهاست که ادعاهای خود را بوسیله کارهای عجیب خود به اثبات میرساند. در معجزۀ دوم ، عیسی پسر مردی درباری را که بیش از پانزده کیلومتر فاصله داشت شفا داد و نشان داد که بعنوان خداوند، به فاصله و بَعد مکان نیز تسلط دارد. گزارش معجزه اول در قانای جلیل،  همراه با خبرهایی که از اورشلیم رسیده بود ، دست به دست هم داده، شهرت عیسی را بعنوان شفادهنده و معجزه گر پراکنده بود . مردی درباری که احتمالاً عضو تشکر نظامی هیرودیس بود در پی مریض شدن پسرش و درمانده شدن از معالجه وی نزد عیسی آمد و با اصرار از او خواست تا به کفرناحوم برود و پسرش را شفا دهد .عیسی با دستوری ساده و کوتاه، مرد درباری را در موقعیتی قرار داد که همه ایمان خود را رو کند . او دستور عیسی را اجابت کرد . از برخورد او با غلامان در بین راه معلوم می شود که ایمان او کارگر واقع شده بود . مرد درباری و تمام خانواده اش آنقدر از شفای پسر خود خوشحال شدند که همگی ایمان آوردند . این ایمان شامل اعتماد محض به مسیح خداوند است . وقتی مرد درباری فهمید که می تواند برای شفای پسرش به عیسی اعتماد کند ، خودش و خانواده اش را به طور کامل به مسیح تسلیم نمود . در معجزه سوم ، عیسی با شفا دادن فوری مردی که بیماری اش سی و هشت سال طول کشیده بود نشان داد که بعنوان خداوند به زمان نیز تسلط دارد . اهمیت این معجزه را باید در نتایج آن جستجو کرد . یکی از نکات قابل توجه، طولانی مدت بودن آن بیماری بود. سی و هشت سال بیماری نشان دهنده ناامیدی از وضع جسمانی است. آن شخص قطعا از نظر روانی نیز به درماندگی رسیده بود . انتخاب او توسط عیسی از میان بیماران کنار حوض، نشان دهنده علاقه او به کسانی است گه از لحاظ بدنی و روحی به درماندگی کامل رسیده اند. نتیجه این معجزه، ایمان در عمل از یک سو و بی ایمانی یهودیان، از سوی دیگر بود . در معجزه چهارم ، عیسی با پنج نان و دو ماهی کوچک که غذای یک پسر بچه بود، توانست پنج هزار مرد را علاوه بر زنان و بچه ها سیر کند و بدین طریق نشان دهد خداوند کمیت نیز هست . هنگامی که عیسی این معجزه را انجام داد ، مردم تصمیم گرفتند او را پادشاه سازند . این معجزه نشان داد که عیسی مافوق تمام محدودیت هاست . در نتیجه ی این معجزه، عده بسیاری بعنوان نبی به او ایمان آوردند.

در معجزه پنجم عیسی ، با راه رفتن بر روی آب ، قدرت خود را بر قوانین طبیعی نشان داد و آن دلیل دیگر بر الوهیت او بود . این معجزه بر اعتراف شاگردان، بی تاثیر نبوده است . در معجزه ششم عیسی نشان داد که بعنوان خداوند به همه مصیبت ها نیز غلبه دارد . شفای کور مادر زاد، بی ایمانی فریسیان را از یک سو و ایمان پیش رونده عده ای از پیروان عیسی را در پی داشت . این معجزه بیانگر تشدید کشمکش بین عیسی و مخالفاش است و نیز نمونه ای از گسترش ایمان و بی ایمانی است . ایمان را می توان در مرد کور دید و بی ایمانی را در واکنش فریسیانی که او را مورد بازجویی قرار دادند و سرانجام او را از جامعه یهود بیرون راندند . این معجزات اشاره به جنبه های مختلف خدمت مسیح می کنند که بوسیله آنها او اقتدار خود را بر عواملی از زندگی که انسان در مقابل آنها ناتوان است نشان میدهد . کتاب مقدس هرگز از انسان انتظار ایمان ندارد مگر وقتی که دلیل کافی برای ایمان ارائه داده است . می توان دید که چطور این معجزات به منظور نشان دادن شخصیت مسیح به کار رفته ، شخصیتی که انجیل یوحنا ، ایمان را بر او متمرکز می کند . شاید شناخت مسیح به طور کامل صورت گیرد اما آن طور که یوحنا او را معرفی می کند و تسلط او را بر حوادث  و موضوعات مختلف نشان می دهد ،برای تمام ضروریات زندگی انسان کافی است . نویسنده انجیل یوحنا مقصود خود را از ذکر معجزات عیسی اینگونه بیان می کند که آنقدر نوشته شد تا ایمان آورید . طبعاً وقتی در جایی معجزه ای رخ می دهد دو واکنش ممکن است دیده شود ، یا پذیرش و ایمان ، یا رد کردن و بی ایمانی.  نویسنده انجیل یوحنا در تمام کتاب تلاش می کند خواننده را به طرف پذیرشی که در دایرۀ ایمان مستتر است سوق دهد . کلمه ای که برای ایمان به کار رفته ، معنی اعتماد کردن و سر سپردن نیز دارد . ایمان در کتاب مقدس هرگز به معنی قبول ساده یک موضوع به کار نرفته ، بلکه اغلب به معنی پذیرش، سر سپردگی و اعتماد کامل به یک آرمان یا یک شخص می باشد . بوحنا در نظر داشته خواننده را به ایمان مستحکمی که بر نشانه های مستحکمی استوار است هدایت کند . ایمان آوردن به تنهایی کافی نیست .ایمان آوردن وسیله ایست برای رسیدن به هدفی بزرگتر که در  کلمه » حیات » نهفته است . شفای مرد کور ،زمینه مناسبی برای رشد ایمان را نشان می دهد .
تا اینجا در انجیل یوحنا یا جریان کمًی تاریخی را میبینیم  که با افزایش شمار کسانی که به عیسی ایمان آوردند مشخص می گردد، یا رشد کیفی میان افراد، طی دوره ای نسبتاً طولان را می بینیم . در مورد مرد کور، رشد ایمان ، سریع و یک نفری بود . در میان این همه سر درگمی که مردم درباره مسیح داشتند ، گسترش سریع و قاطع ایمان این مرد ، کاملاً چشم گیر و قابل تقدیر است . اعتراف ایمانی که موجب شفای گدای سابق شده بود قبل از هر چیز از جنبه مثبتی برخوردار بود . هر بار او زبان باز کرد تا بگوید چه اتفاقی افتاده کلمات او ساده بود . او کور بوده ، شخصی بنام عیسی بر روی چشمانش گل مالیده و به او گفته  در حوض سیلوحا بشوید . او شسته و چشم هایش بینا شده اند . برخی شفای او را مورد سوال قرار دادند . همسایگان از روی کنجکاوی می خواستند بدانند چه شده است . فریسیان نیز انگیزه شان خصمانه بود . این معجزه به صراحت، نتایج ایمان و بی ایمانی را نشان می دهد . ایمان راسخ منجر به شفا شد. وقتی آن مرد از دستور عیسی اطاعت کرد از یک پله ایمان به پله بعدی قدم گذاشت، تا اینکه مکاشفه ای که از جانب خود عیسی از خودش صورت گرفت، او را به کمال ایمانش رساند. بی ایمانی فریسیان با عدم آگاهی از شریعت و عدم شناخت عیسی آغاز شد . عدم توانایی آنان در تشخیص وضعیتشان به علت تصور غلطی که داشتند و فکر می کردند از بینشی روحانی برخوردارند، اوضاع آنان را وخیم تر و گناهشان را تثبیت نمود ، در حالیکه آن مرد کور بوسیله ایمان، بینایی جسمانی و بینش روحانی یافت . در مورد معجزۀ هفتم باید گفت که آخرین و بزرگترین معجزه ای که یوحنا ثبت کرده، واقعه زنده ساختن ایلعازر می باشد. عیسی با این معجزه ، تسلطش را بر مرگ نیز نشان داد و بدینوسیله ادعایش را مینی بر قیامت وحیات بودن به اثبات رساند . گسترش ایمان در فرد و طرق گوناگونی که ایمان به ظهور می رسد در رفتار و سخنان مریم و مرتا نمایان است . این معجزه زمانی به وقوع پیوست که آخرین تماس های عیسی با توده مردم صورت می گرفت . جدایی ایمان از بی ایمانی که دراین زمان بین مردم بود ، پس از این معجزه کاملا تثبیت شد. روُسای قوم یهود تدارک قتل او را می دیدند ، در صورتی که شاگردان عیسی در ایمان خود سخت تر می شدند. همانطور که در مورد معجزات دیگر عیسی مشاهده شد، در اینجا نیز نتیجه این معجزه بوجود آمدن ایمان و بی ایمانی بود . بسیاری از یهودیان که معجزه را دیده بودند ایمان آوردند . برخی مانند آن مرد کنار حوض به فریسیان گزارش دادند که عیسی چه کار کرده بود .

همانطور که ایمان نمی تواند ساکت بماند، بی ایمانی نیز آرام نمی ماند. بی ایمانی سران یهود ، خیلی وقت بود که از حالت ناباوری ساده نسبت به ادعاهای عیسی، خارج شده بود و به این نتیجه رسیده بودند که باید عیسی را از میان بردارند . خصومتی که قبلاً بصورت تلاش برای به دام انداختن عیسی در بحث، یا دستگیری او بروز می کرد، تبدیل به عزمی راسخ مبنی بر کشتن قطعی او گردید . با نگاهی به دو معجزه اول درمی یابیم که ایمان نتیجه مستقیم این معجزات عیسی است ، در سه معجزة بعدی می بینیم که هر یک تاثیر خاصی بر خدمت عیسی داشته اند . در شفای مرد کنار حوض ، فقط یک نفر دیده می شود ، در اطعام پنج هزار مرد ، بزرگترین گروهی را می بینم که در انجیل شاهد عینی معجزه عیسی بوده اند . راه رفتن روی آب برهانی خاص برای شاگردان بود و در معجزه آخر، ایمان و بی ایمانی به واضح ترین شکل نشان داده شده است . هر چند یوحنا تاکید میکند که این هفت معجزه از میان معجزات بسیار زیادی که او دیده برگزیده شده اند، هرگز در بیان اهمیت آنان مبالغه نمی کند . او عیسی را معجزه گری معرفی نمی کند که از قدرتش برای مقاصد تبلیغاتی خود استفاده میکند، بلکه یوحنا این کارهای خارق العاده را بیان می کند تا ماهیت تعالیم و ادعاهای عیسی را آشکار سازد. در واقع بیان این معجزات باعث می شود توجه خواننده از خود معجزات به شخص معجزه کننده یعنی عیسی معطوف گردد و به او ایمان اورده ، حیات جاودان یابد .

جمع بندی:

معجزه، نشان‌دهنده قدرت خداست اما اراده انسان را نادیده نمی‌گیرد
انسان با دیدن معجزه مجبور به ایمان آوردن نمی‌شود. خدا آزادی اراده را حفظ می‌کند. پس کسی که نخواهد ایمان بیاورد، حتی با دیدن معجزه نیز آن را انکار یا توجیه می‌کند (مثلاً می‌گوید «به وسیله قدرت شیطان انجام شده»).

پیش‌داوری‌ها و حالت قلب انسان، تعیین‌کننده واکنش او به معجزه است
مقاله توضیح می‌دهد که مردم زمان عیسی، با این‌که معجزات زیادی دیدند، به خاطر دل‌های سخت، تعصبات مذهبی یا انگیزه‌های سیاسی، او را رد کردند.

درک معنای معجزه مهم‌تر از خود معجزه است
معجزه یک «نشانه» است، نه صرفاً یک نمایش قدرت. کسانی که دنبال نشانه‌اند، اگر قلب باز نداشته باشند، معنای آن را نمی‌فهمند و در نتیجه بی‌اعتنا باقی می‌مانند یا حتی موضع دشمنانه می‌گیرند.

ایمان، امری روحانی است، نه صرفاً منطقی یا تجربی
کسی که فقط به دنبال تجربه یا دلیل خارجی است، ممکن است با دیدن معجزه برای لحظه‌ای شگفت‌زده شود، ولی به یک ایمان پایدار نمی‌رسد. این در مورد برخی از شاهدان معجزات عیسی صدق می‌کرد که بعداً او را طرد کردند.

معجزه بدون تغییر دل، بی‌ثمر است
معجزه وقتی مؤثر است که همراه با «توبه» و «بازگشت دل» باشد. در غیر این‌صورت، معجزه فقط تجربه‌ای لحظه‌ای باقی می‌ماند.


    «پاسخ انسان به معجزه، نه از روی ناتوانی خدا در قانع‌کردن او، بلکه از روی وضع درونی قلب انسان است.»

    پس معجزه می‌تواند باعث ایمان شود اگر دل آماده باشد، و باعث بی‌ایمانی شود اگر دل بسته و مقاوم باشد.

    فهرست منابع:
    انجیل ایمان،نگرشی تحلیلی بر انجیل یوحنا:مریل سی، تنی،ترجمه سارو خاچیکی،نشر ایلام،۲۰۱۸
    انجیل یوحنا: پیتر کوزمیچ، ترجمه شامیرام عیسوی،نشر ایلام،۲۰۱۴
    زندگی مسیح در اناجیل همدید: مایک مک کلافلین،ترجمه آرمان رشدی،نشر ایلام،۲۰۱۴

    دیدگاه

    نظر شما در مورد این نوشته چیست؟