دیدگاه کتاب مقدس درباره طلاق،از عهد عتیق تا عهد جدید

علی ضرغامی

مقدمه

مسئله طلاق از دیرباز یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعات در روابط انسانی و مباحث دینی بوده است. کتاب مقدس، به عنوان متنی الهی و راهنمایی برای زندگی اخلاقی، دیدگاه روشنی درباره ازدواج و طلاق دارد، اما این دیدگاه در بستری تاریخی، فرهنگی و الهیاتی بیان شده است. این مقاله به بررسی مواضع کتاب مقدس در مورد طلاق از منظر عهد عتیق و عهد جدید می‌پردازد و تلاش می‌کند نگاه جامع و متعادلی ارائه دهد.


. طلاق در عهد عتیق

الف. ازدواج به‌عنوان عهد

در عهد عتیق، ازدواج نه صرفاً یک پیوند اجتماعی بلکه نوعی «عهد مقدس» است که شباهت نزدیکی با عهد خدا و قوم اسرائیل دارد (ملاکی ۲:۱۴). وفاداری به همسر بخشی از وفاداری به خداوند تلقی می‌شود.

ب. مجاز بودن طلاق تحت شرایط خاص

قانون موسی طلاق را در برخی شرایط مجاز می‌داند:

«اگر مردی زنی بگیرد و با او ازدواج کند و اگر از او ناخشنود شود، زیرا در او چیز ناپسندی یافته است، پس طلاق‌نامه‌ای برای او بنویسد…» (تثنیه ۲۴:۱).

این مجاز بودن طلاق، با این حال، به معنای تأیید کامل آن نیست، بلکه نوعی تدبیر موقتی در برابر سختی دل انسان‌ها بود (متی ۱۹:۸). عبارت «چیز ناپسند» مورد تفسیرهای مختلفی قرار گرفته است: برخی آن را تنها به مسائل اخلاقی مانند خیانت محدود می‌کنند، برخی دیگر به هر نوع نارضایتی گسترش می‌دهند.

ج. هشدارهای نبوی درباره طلاق

در کتب انبیا، طلاق به عنوان شکستن عهد مورد نکوهش قرار می‌گیرد:

«خداوند می‌گوید از طلاق نفرت دارد» (ملاکی ۲:۱۶).
«تو همسر جوانی‌ات را خیانت کرده‌ای… و او را رها نموده‌ای» (ملاکی ۲:۱۴-۱۵).

اینجا خداوند وفاداری در زندگی زناشویی را نشانه وفاداری روحانی به خود می‌داند.


. طلاق در عهد جدید

الف. تعلیم عیسی مسیح

عیسی مسیح در واکنش به سؤال فریسیان درباره طلاق، موضعی صریح و رادیکال اتخاذ می‌کند:

«آنچه خدا پیوست، انسان آن را جدا نسازد» (متی ۱۹:۶).
«هر که زن خود را بدون علت زنا طلاق دهد و زن دیگری بگیرد، زنا کرده است» (متی ۱۹:۹؛ لوقا ۱۶:۱۸).

عیسی طلاق را امری برخاسته از «سخت‌دلی» انسان می‌داند و نه خواست اصلی خدا (متی ۱۹:۸). او اصل اولیه خلقت را یادآوری می‌کند: وحدت مرد و زن، یک پیوند ناگسستنی.

ب. استثنای مربوط به زنا

در متی ۵:۳۲ و ۱۹:۹ تنها استثنایی که برای طلاق پذیرفته می‌شود، «زنا» است. در این موارد، طلاق مجاز شناخته شده، گرچه همچنان توصیه نمی‌شود. برخی مفسران بر این باورند که این استثنا تنها به روابط جنسی پیش از ازدواج مربوط می‌شود (بر اساس واژه یونانی porneia)، برخی دیگر آن را خیانت زناشویی می‌دانند.

ج. پولس و وضعیت ازدواج با بی‌ایمانان

در اول قرنتیان ۷، پولس رسول به موضوع طلاق در ازدواج با افراد بی‌ایمان می‌پردازد:

«اگر شخص بی‌ایمان بخواهد جدا شود، بگذار جدا شود؛ برادر یا خواهر در چنین مواردی بند نیست» (اول قرنتیان ۷:۱۵).

در اینجا نوعی «طلاق مجاز» در شرایط خاص مطرح می‌شود که آرامش و صلح در زندگی را نیز در نظر دارد.


. جمع‌بندی الهیاتی

الف. طلاق امری غم‌انگیز، نه ایده‌آل

در هر دو عهد، طلاق به عنوان شکستی در عهد زناشویی تلقی می‌شود. هدف نهایی، وفاداری، بخشش و وحدت است. اما کتاب مقدس طلاق را در شرایط خاص و به عنوان آخرین راه حل می‌پذیرد.

ب. دعوت به فیض و بازسازی

پیام انجیل نه بر محکومیت بلکه بر فیض، توبه و بازسازی زندگی تمرکز دارد. برای کسانی که از طلاق رنج دیده‌اند، کتاب مقدس امید، شفا و راهی برای بازسازی فراهم می‌کند.


نتیجه‌گیری

کتاب مقدس، طلاق را امری مجاز ولی نه پسندیده می‌داند. دیدگاه آن بر اساس ارزش‌های عهد، وفاداری، بخشش و بازسازی است. مسیح با تعلیم خود، سطح اخلاقی ازدواج را ارتقا داده و طلاق را به شرایط خاص محدود کرده است. از سوی دیگر، پیام انجیل سرشار از امید برای کسانی است که شکست‌های زندگی را تجربه کرده‌اند. پس طلاق در کتاب مقدس نه به‌عنوان یک هنجار، بلکه به عنوان یک استثناء در چارچوب محبت، عدالت و فیض الهی مورد بررسی قرار گرفته است.

دیدگاه

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟