علی ضرغامی
در سراسر کتابمقدس، یکی از واقعیترین و در عین حال ترسناکترین موضوعات، وجود نیروهای پلید و تأثیر آنها بر انسان است. کتابمقدس نه تنها این واقعیت را تأیید میکند، بلکه در دل پیام نجاتبخش خود، راه رهایی را نیز نشان میدهد. دیوزدگی یا تسخیر شدن توسط ارواح پلید، وضعیتی است که در آن یک یا چند روح ناپاک کنترل یا نفوذی غیرطبیعی بر شخص پیدا میکنند. این حالت با دیگر مشکلات روحی، روانی یا حتی جسمانی متفاوت است، هرچند ممکن است در ظاهر شباهتهایی وجود داشته باشد.
عهد جدید پر است از داستانهایی که در آنها عیسی یا شاگردانش افرادی را آزاد میکنند که در بند ارواح پلید بودند. یکی از مشهورترین این روایات، داستان مرد دیوزده در سرزمین جدریهاست (مرقس ۵). او نه تنها در زنجیر نمیماند، بلکه شب و روز در قبرها فریاد میزد و خود را با سنگ زخمی میکرد. رفتاری که نشاندهنده رنجی عمیق، کنترل بیرونی، و از دست رفتن هویت شخصی است. اما با آمدن عیسی، این تاریکی شکست. تنها با کلامی، مرد آزاد شد و «پوشیده و عاقل نزد عیسی نشسته بود».
کتابمقدس نشان میدهد که دیوزدگی فقط یک اتفاق نادر یا مربوط به روزگاران گذشته نیست. بلکه پدیدهای واقعی در جهان روحانی است که گاه در جهان فیزیکی نیز خود را نشان میدهد. اما چطور ممکن است انسان به چنین وضعیتی دچار شود؟ پاسخ ساده نیست، اما در کتابمقدس میبینیم که برخی عوامل زمینهساز این نفوذ میشوند: مشارکت آگاهانه با شرارت، گناهان مداوم و حلنشده، ورود به دنیای جادوگری، ارتباط با ارواح، یا بتپرستی (اول قرنتیان ۱۰:۲۰). در مواردی هم شاید تأثیر خانوادگی، فرهنگی، یا مذهبی سبب باز شدن دریچهای به ارواح ناپاک شده باشد. نکته مهم این است که دیوزدگی هرگز بدون اجازه یا دری باز اتفاق نمیافتد. انسان بهنحوی در معرض قرار میگیرد، حتی اگر آن را درک نکند.
نشانههای دیوزدگی در کتابمقدس متنوعاند. گاه شخص دچار تشنج، خاموشی یا سخن گفتن با صدایی غیرطبیعی میشود (مرقس ۹:۱۷–۲۷)، گاه نشانهها رفتاریاند: خشونت شدید، انزوا، میل به خودزنی یا حتی دانستن حقایقی درباره دیگران که طبیعی نیست (اعمال ۱۶:۱۶–۱۸). در برخی موارد، ترس از مقدسات، واکنش شدید به نام عیسی یا خواندن کتابمقدس، و همچنین ناتوانی در دعا یا مشارکت با کلیسا از دیگر نشانههاست. البته نباید هر اختلال روانی را فوراً دیوزدگی فرض کرد. تمایز میان بیماری روانی و تسخیر روحی، به هدایت روحالقدس، حکمت، و شناخت عمیق از کتابمقدس نیاز دارد.
اما پیام نهایی کتابمقدس این نیست که باید از تاریکی ترسید، بلکه آن است که نور آمده، و تاریکی را شکست داده است. در هر داستان دیوزدگی در انجیلها، تمرکز اصلی نه بر قدرت شریر، بلکه بر قدرت و اقتدار مسیح است. او بدون فرمولهای پیچیده یا جادو، بلکه تنها با اقتدار کلامش، روح پلید را بیرون میکند. این همان اقتداری است که به کلیسا و شاگردان خود نیز بخشیده است (لوقا ۱۰:۱۹). اعمال رسولان به ما نشان میدهد که آزادسازی در نام عیسی، بخشی از خدمت کلیساست.
آزادی از دیوزدگی نه با ترس، بلکه با ایمان آغاز میشود. در بسیاری از موارد، توبه و بازگشت شخص به سوی خدا، کلید رهایی است. در کنار آن، دعای ایمانداران، روزه، پر شدن از روحالقدس، مشارکت کلیسایی، و خواندن منظم کلام خدا، همه دیواری حفاظتی میسازند که شریر توان نفوذ در آن را ندارد. روحالقدس نه تنها انسان را پاک میسازد، بلکه خانهٔ دل او را برای خدا ساکن میکند، تا دیگر جایی برای تاریکی نماند.
شاید امروز کسی را بشناسیم که گرفتار تاریکی است، یا شاید خودمان در گذشته، یا حتی حال، احساس کنیم نیروهایی ناپیدا ما را در بند دارند. خبر خوش این است: مسیح آمده است تا بندگان اسیر را آزاد کند (لوقا ۴:۱۸). او نجاتدهندهای است که نه تنها گناهان را میبخشد، بلکه زنجیرهای روحانی را نیز پاره میکند. حتی اگر تاریکی سالها خانه کرده باشد، نوری که از عیسی میتابد، همچنان قویتر است.
بیایید این حقیقت را باور کنیم: هیچ نیرویی در آسمان یا زمین، نمیتواند ما را از محبت خدا که در مسیح عیسی است، جدا سازد (رومیان ۸:۳۸–۳۹). پس بهجای زندگی در ترس از شریر، با ایمان در اقتدار مسیح زندگی کنیم. در اوست آزادی، در اوست پیروزی، و در اوست نوری که هر تاریکی را در هم میشکند.
نظر شما در مورد این نوشته چیست؟