علی ضرغامی
در مرکز تعلیمات رسولان دربارهٔ کلیسا و حیات نو در مسیح، حضور فعال و زندهٔ روحالقدس جایگاهی کلیدی دارد. یکی از برجستهترین جنبههای عمل روحالقدس در میان ایمانداران، اعطای «عطایا» (یا مواهب روحانی) است. این عطایا، بخششهایی از سوی خدا هستند که برای بنای کلیسا، خدمت به یکدیگر، و شهادت به جهان به کار میروند. درک صحیح و الهیاتی این عطایا، نهتنها برای رشد فردی، بلکه برای هماهنگی کلیسا در مأموریت خود اهمیت دارد.
در عهد جدید، سه بخش عمده بهگونهای خاص به عطایای روحانی اشاره دارند: رومیان ۱۲، اول قرنتیان ۱۲ و افسسیان ۴. این متون، فهرستهایی از عطایا را ارائه میدهند که برخی با یکدیگر همپوشانی دارند و برخی نیز منحصر به یک فهرست هستند. آنچه از این متون بهوضوح برداشت میشود، این است که عطایا از سوی یک روح، یعنی روحالقدس، داده میشوند، اما تنوع در نوع آنها وجود دارد (اول قرنتیان ۱۲:۴–۷). این تنوع نشاندهندهی حکمت الهی در تقسیم عطایا بر حسب نیاز بدن مسیح است، و نه براساس شایستگی فردی یا برتری روحانی اشخاص.
رسول پولس در اول قرنتیان ۱۲، عطایای مختلفی را برمیشمارد: کلام حکمت، کلام علم، ایمان، عطای شفا، انجام معجزات، نبوت، تشخیص ارواح، انواع زبانها، و تعبیر زبانها. همهی این عطایا برای بنای کلیسا داده شدهاند، نه برای تفاخر یا جدایی. همانطور که بدن انسان اعضای گوناگون دارد اما یک بدن است، کلیسا نیز با وجود تفاوت عطایا، در روحالقدس یکی است (آیات ۱۲–۱۴). این شباهت بدنی، هم وحدت را میرساند و هم ضرورت هر عضوی را تأیید میکند. هیچ عطایی کماهمیت نیست، و هیچ عضوی نمیتواند خود را بینیاز از دیگران بداند.
نکتهٔ قابل توجه آن است که در این فهرستها، برخی عطایا به نظر «فوقطبیعی» میرسند (مانند معجزات، شفا، یا زبانها)، در حالی که برخی دیگر بهظاهر «طبیعی» هستند (مانند خدمت، تعلیم، سخاوت یا رهبری). اما همهٔ این عطایا از یک سرچشمهاند: روحالقدس. در واقع، نباید عطایا را به دو دستهی دنیوی و روحانی تقسیم کرد، زیرا حتی عملی مانند خدمت یا مهماننوازی نیز اگر از جانب روح انجام شود، حامل برکت الهی و نتیجهای ابدی خواهد بود. این نگرش کمک میکند تا کلیسا ارزش تمام عطایا را بهدرستی بشناسد و از تمرکز افراطی بر عطایای خاص، مانند زبانها یا معجزات، پرهیز کند.
در رومیان ۱۲:۶–۸، پولس عطایای نبوت، خدمت، تعلیم، تشویق، سخاوت، رهبری و رحمکردن را نام میبرد. این فهرست بیشتر بر فعالیتهای عملی تأکید دارد و ما را به یاد میآورد که هر خدمت کلیسایی، اگر با روح انجام شود، دارای تأثیر الهی است. در افسسیان ۴:۱۱ نیز عطایای رسول، نبی، مبشر، شبان و معلم ذکر شدهاند که بهنوعی بیانگر نقشهای رهبری در کلیسا هستند. این عطایا بهویژه برای «تجهیز مقدسین برای کار خدمت» داده شدهاند، تا «بدن مسیح بنا شود» (آیه ۱۲). پس عطایای رهبری نیز باید در خدمت دیگران، و نه در خدمت شهرت یا قدرت خود، عمل کنند.
یکی از چالشهای کلیسای معاصر در ارتباط با عطایا، دو گرایش افراطی است: یا انکار کامل برخی عطایا (بهویژه عطایای فوقطبیعی)، یا تمرکز بیش از حد بر آنها. برخی از الهیدانان، بهویژه از سنتهای سفتوسخت اصلاحشده، بر این باورند که عطایای معجزهآسا پس از عصر رسولان پایان یافتهاند؛ این دیدگاه به «توقیفیگری» (cessationism) شهرت دارد. در مقابل، سنتهای پنطیکاستی و کاریزماتیک، نهتنها به بقای عطایای فوقطبیعی ایمان دارند، بلکه آنها را برای حیات امروز کلیسا ضروری میدانند. در این میان، بسیاری از کلیساها موضعی بینابینی اتخاذ کردهاند: عطایا هنوز هم میتوانند ظاهر شوند، اما باید با نظم، آزمون و توازن کتابمقدسی همراه باشند (اول قرنتیان ۱۴:۲۹–۳۳).
عطایای روحانی نه نشانهی بلوغ روحانیاند، نه سندی برای برتری؛ بلکه ابزارهاییاند برای خدمت. در اول قرنتیان ۱۳، بلافاصله پس از بحث مفصل دربارهٔ عطایا، پولس اهمیت محبت را مطرح میکند. بدون محبت، حتی عطای نبوت یا ایمان معجزهآفرین نیز بیارزش است. این فصل ما را به یاد میآورد که معیار بلوغ مسیحی نه عطایا، بلکه شباهت به مسیح در محبت است.
در نهایت، باید تأکید کرد که عطایای روحانی برای مصرف شخصی داده نشدهاند، بلکه برای خدمت به دیگران. هر ایمانداری باید عطایای خود را بشناسد، آنها را در فروتنی بهکار گیرد، و با مسئولیتپذیری در بدن مسیح خدمت کند. شناخت عطایای روحانی از طریق دعا، مشارکت در بدن، بازخورد ایمانداران دیگر، و هدایت روحالقدس صورت میگیرد.
خدا هنوز هم عطا میکند، و روح او هنوز در کلیسا فعال است. وظیفهی ماست که نه عطایای روح را خاموش کنیم، و نه آنها را بهجای خود خدا پرستش کنیم. عطایا باید ما را بیشتر به مسیح، بیشتر به محبت، و بیشتر به خدمت سوق دهند.
بیان دیدگاه