علی ضرغامی
یکی از موضوعات اساسی که در زندگی مسیحی بارها با آن مواجه میشویم، مسأله «قضاوت کردن» یا «داوری دیگران» است؛ رفتاری که گاه به سادگی و با ظاهری مذهبی، اما با اثری مخرب بر روح و جامعه مسیحی شکل میگیرد. کلام خدا بهوضوح ما را از داوریهای شتابزده و خودسرانه برحذر میدارد. اما چرا این موضوع تا این اندازه جدی و حساس است، و از نظر الهیاتی چه مفهومی دارد؟
در موعظه سر کوه، عیسی میفرماید: «دیگران را قضاوت نکنید تا بر شما نیز قضاوت نشود. زیرا همانگونه که دیگران را قضاوت میکنید، شما نیز قضاوت خواهید شد؛ و با هر پیمانهای که به دیگران میدهید، با همان پیمانه به شما داده خواهد شد» (متی ۷:۱–۲). این سخن مستقیماً ریشه در اصل عدالت و رحمت خدا دارد؛ ما اغلب با دیدی محدود و ناتمام به دیگران مینگریم، اما خداوند دلها را میبیند. وقتی کسی را از روی ظاهر، اعمال بیرونی یا حتی گناه گذشتهاش قضاوت میکنیم، در واقع جای خدا را اشغال میکنیم. این یک مسئله عمیق الهیاتی است؛ چون تنها خدا قادر مطلق، آگاه مطلق، و داور عادل است.
داوری کردن از روی ظن، بدون شناخت کامل از شرایط و دلایل درونی دیگران، نه تنها بیعدالتی است بلکه خودبینی روحانی را نیز آشکار میکند. عیسی با تشبیه تراشهای در چشم برادر و تیر بزرگی در چشم خود ما (متی ۷:۳–۵) به زیبایی نشان میدهد که بسیاری از داوریها ریشه در ناتوانی ما برای دیدن ضعفهای خودمان دارد. ما از داوری دیگران بهرهبرداری میکنیم تا خود را برتر، پاکتر، و مقبولتر جلوه دهیم؛ اما در واقع، خود را فریب میدهیم.
پولس رسول نیز در رومیان ۲ با شدت علیه داوری خودسرانه سخن میگوید و هشدار میدهد که آنکه داوری میکند، خود نیز محکوم است، چون همان اعمال را انجام میدهد. او بیان میکند که داوری الهی بر اساس حقیقت است و نه بر اساس ظواهر یا ادعاهای ظاهراً مذهبی. بسیاری از ایمانداران یهودی در زمان پولس، خود را وارثان شریعت میدانستند و غیریهودیان را بهسرعت قضاوت میکردند، اما پولس این دیدگاه را محکوم میکند و نشان میدهد که همه زیر گناهند و تنها فیض خداست که نجات میدهد، نه برتری ظاهری یا قومیتی.
جنبه دیگر داوری، تأثیر مخرب آن بر وحدت کلیسا و جماعت ایمانداران است. داوری باعث تفرقه، بدگمانی، و شکاف روحانی میشود. یعقوب رسول مینویسد: «برادران، از یکدیگر بدگویی نکنید. هر که برادر خود را بد بگوید یا او را قضاوت کند، شریعت را قضاوت کرده است» (یعقوب ۴:۱۱). یعنی داوری نه تنها نسبت به انسان، بلکه در واقع نوعی داوری نسبت به احکام خدا و جایگاه اوست. وقتی ما کسی را محکوم میکنیم، در واقع داریم تعیین میکنیم که چه کسی لایق فیض و محبت الهی هست یا نیست؛ حال آنکه هیچکدام از ما چنین اختیاری نداریم.
اما آیا این بدان معناست که هیچگاه نباید چیزی را تشخیص داد یا اعمال خطا را شناسایی کرد؟ قطعاً نه. در یوحنا ۷:۲۴، عیسی میفرماید: «بر حسب ظاهر داوری مکنید، بلکه داوری عادلانه کنید.» این یعنی تشخیص روحانی، بازبینی اعمال و نصیحت برادرانه از جایگاه محبت و اصلاح، جایگاه خود را دارد. تفاوت در انگیزه و هدف نهفته است: داوری خودخواهانه، برای تخریب یا تحقیر دیگران است، اما داوری عادلانه، در فروتنی، برای بازسازی، حفاظت و محبت است. ما خوانده شدهایم تا در روح ملایم و محبتآمیز، کسانی را که از راه منحرف شدهاند، بازگردانیم (غلاطیان ۶:۱). این عمل نیاز به تشخیص دارد، اما نه محکومسازی.
در نهایت، مسیحیان حقیقی دعوت شدهاند که در مسیر فروتنی، رحم، و فیض گام بردارند. ما باید به یاد داشته باشیم که تنها به دلیل فیض خدا در جایگاهی متفاوت از دیگران ایستادهایم. اگر کسی افتاده است، باید او را بهسان برادری که زخمی است، بلند کنیم، نه اینکه بر او داوری کنیم و بار شرم بیشتری بیفزاییم. روح خدا ما را فرا میخواند که عیسیگونه بیندیشیم: نه برای داوری دنیا آمد، بلکه برای نجات آن.
قضاوت کردن دیگران نشاندهنده کوتاهی ما در درک عمق فیضی است که خود دریافت کردهایم. هرگاه وسوسه میشویم که کسی را قضاوت کنیم، باید ابتدا به صلیب نگاه کنیم، جایی که گناهان ما آمرزیده شد و داوری بر عیسی وارد آمد تا ما بخشیده شویم. در پرتو آن صلیب، دیگر جایی برای غرور، تحقیر، و محکومسازی باقی نمیماند؛ فقط محبت، فروتنی، و خدمت باقی میماند.
نظر شما در مورد این نوشته چیست؟