علی ضرغامی
حادثه کشته شدن عُزّا هنگام لمس کردن تابوت عهد، که در دوم سموئیل باب ۶ و اول تواریخ باب ۱۳ گزارش شده، یکی از تکاندهندهترین وقایع عهد عتیق است که مفهوم قدوسیت خدا و خطر بیاحترامی به حضور او را با شدتی بینظیر به نمایش میگذارد. در این واقعه میبینیم که حتی نیتی به ظاهر نیکو، وقتی برخلاف فرمان خدا و بدون توجه به قداست او انجام شود، میتواند به داوری و مرگ بینجامد. این داستان نه تنها بازتابی از قدوسیت خدا در بستر تاریخی اسرائیل است، بلکه درسی زنده برای پرستش و زندگی ایمانی امروز ما نیز دارد.
روایت داستان چنین است: داوود پس از استقرار پادشاهی خود بر اسرائیل، تصمیم گرفت تابوت عهد را که نماد حضور خدا در میان قوم بود، از خانه ابیناداب در قرَیة یعریم به اورشلیم بیاورد تا در پایتخت اسرائیل جای گیرد. در دوم سموئیل ۶:۲–۳ آمده است: «و داوود با تمامی قوم که همراه او بودند، به بَعَله یهودا روانه شدند تا از آنجا تابوت خدا را که به نام یهوه صبایوت که بر کروبیان ساکن است خوانده میشود، بیاورند. و تابوت خدا را بر ارابهای نو نهادند و آن را از خانه ابیناداب که بر تپه بود بردند و عُزّا و اخیُو پسران ابیناداب آن ارابه تازه را میراندند.» داوود و تمامی خاندان اسرائیل با آلات موسیقی، سرودها و رقصها خداوند را میپرستیدند، اما در میانه شادی و هیاهو حادثهای ناگوار رخ داد.در آیات ۶–۷ چنین میخوانیم: «و چون به خرمنگاه ناخون رسیدند، عُزّا دست خود را به سوی تابوت خدا دراز کرده آن را نگاه داشت، زیرا گاوها پای خود را لغزاندند. آنگاه غضب خداوند بر عُزّا افروخته شد و خدا او را به سبب بیاحتیاطیاش در آنجا زد، و او نزد تابوت خدا مرد.» واکنش داوود در ادامه قابل توجه است: «و داوود از اینکه خداوند عُزّا را زده بود خشمناک شد، و آن مکان را فارصعُزّا نامید تا امروز. و داوود در آن روز از خداوند ترسان شد و گفت: چگونه تابوت خداوند را نزد خود بیاورم؟» (آیات ۸–۹). داوود تابوت را موقتاً به خانه عوبید آدم برد، و خدا آن خانه را برکت داد تا اینکه بعداً تابوت طبق فرمان خدا و با ترتیبی درست به اورشلیم آورده شد.برای فهم الهیاتی این واقعه باید به چند نکته توجه کرد. نخست، تابوت عهد در شریعت موسی نماد حضور خدا بود. خداوند به موسی فرمود: «و ایشان برای من مقدسسرایی بسازند تا در میان ایشان ساکن شوم» (خروج ۲۵:۸). تابوت عهد بهویژه مکانی بود که حضور خدا به صورت نمادین بر آن ساکن میشد: «و آنجا با تو ملاقات کرده، از بالای کرسی رحمت که بر تابوت شهادت است، از میان دو کروبی که بر آن باشند، با تو سخن خواهم گفت» (خروج ۲۵:۲۲). بنابراین لمس کردن تابوت بدون اجازه برابر با بیحرمتی مستقیم به حضور خدا بود.دوم، شریعت به وضوح دستور داده بود که تابوت باید به دست لاویان، و آن هم از طریق چوبهایی که برای حمل آن تعبیه شده بود، حمل شود. در اعداد ۴:۱۵ آمده است: «و چون هارون و پسرانش پوشاندن مکان مقدس و تمامی اسباب مقدس را به هنگام کوچ کردن اردو به پایان رسانند، پس از آن بنیقهات بیایند تا آنها را بردارند؛ امّا آنها نباید اشیای مقدس را لمس کنند تا نمیمیرند.» همچنین در خروج ۲۵:۱۴–۱۵ دستور داده شده بود که چوبهای خاصی ساخته شود تا همیشه در حلقههای تابوت بماند تا با آنها حمل شود و تابوت مستقیماً لمس نشود. در این روایت اما داوود و قوم تابوت را روی ارابهای نو گذاشته بودند، روشی که هرگز در تورات اجازه داده نشده بود. این کار نشان میدهد که شور و شوق داوود برای آوردن تابوت اگرچه صادقانه بود، اما با بیدقتی نسبت به دستور خدا همراه شد. عُزّا نیز وقتی گاوها لغزیدند، دست دراز کرد تا تابوت را نگاه دارد، اما همین عمل او نقض مستقیم فرمان خدا بود و نتیجهاش مرگ شد.از منظر الهیاتی، نکته کلیدی این است که خدا قدوس است و قدوسیت او به معنای جدا بودن و غیرقابل دسترس بودن است. در اشعیا ۶:۳ فرشتگان میخوانند: «قدوس، قدوس، قدوس است یهوه صبایوت، تمامی زمین از جلال او پر است.» بیاحترامی به این قدوسیت، حتی اگر با نیتی خوب انجام شود ،نوعی بیتوجهی به مقام و عظمت خداست. مرگ عُزّا یادآور این است که هیچ انسانی حتی داوود پادشاه یا خادمان پرشور—حق ندارد دستورات خدا را سبک بشمارد.از سوی دیگر، واکنش داوود نیز خود پیامی عمیق دارد. او در آغاز خشمگین شد، زیرا درک نمیکرد چرا خدا چنین واکنش سختی نشان داد. اما سپس دچار ترس مقدس شد و پرسید: «چگونه تابوت خداوند را نزد خود بیاورم؟» این پرسش نشان میدهد که مواجهه با قدوسیت خدا انسان را به فروتنی، ترس و بازاندیشی در روشهای خود وامیدارد. داوود پس از آن وقتی تابوت را بار دیگر به اورشلیم آورد، این بار مطابق دستور خدا و با مشارکت لاویان عمل کرد (اول تواریخ ۱۵:۱۳–۱۵). او فهمید که حضور خدا را نمیتوان با هیاهو، شور انسانی یا حتی نیت خوب به دست آورد، بلکه تنها در قداست و اطاعت میتوان در حضور خدا ایستاد.
پیام این واقعه برای امروز بسیار مهم است، بهویژه در زمینه پرستش معاصر. کلیساهای امروز نیز ممکن است در شور و شوق پرستش، موسیقی، نورها و هیجانهای انسانی غرق شوند، اما فراموش کنند که خدا قدوس است و پرستش حقیقی باید بر مبنای اطاعت، احترام و فروتنی در برابر او باشد. عیسی در یوحنا ۴:۲۳–۲۴ میگوید: «لیکن ساعتی میآید و الآن است که پرستندگان حقیقی، پدر را به روح و راستی پرستش خواهند کرد، زیرا که پدر چنین پرستندگانی برای خود میطلبد. خدا روح است، و لازم است پرستندگان او، او را به روح و راستی پرستش نمایند.» این آیات به ما یادآوری میکند که حضور خدا هرگز نباید ساده انگاشته شود، بلکه پرستش باید در راستی و تقدس باشد.حادثه عُزّا همچنین هشداری است به هر خادم، رهبر یا ایماندار که نیت نیک به تنهایی کافی نیست. ایمان راستین باید با اطاعت از کلام خدا همراه باشد. همانگونه که در امثال ۱۴:۱۲ میخوانیم: «راهی هست که در نظر انسان راست مینماید، امّا عاقبتش راه موت است.» عُزّا احتمالاً با نیت حفاظت از تابوت دست خود را دراز کرد، اما چون برخلاف فرمان خدا عمل نمود، به مرگ انجامید. این امر نشان میدهد که حتی خدمتهای ما در کلیسا و پرستش، اگر بر پایه کلام و اطاعت از خدا نباشند، میتوانند بیثمر یا حتی خطرناک باشند.در نهایت، واقعه عُزّا پلی میزند میان قدوسیت خدا در عهد قدیم و دعوت به پرستش در عهد جدید. اگرچه امروز از طریق خون مسیح به حضور خدا دسترسی داریم و پرده معبد دریده شده است (متی ۲۷:۵۱؛ عبرانیان ۱۰:۱۹–۲۰)، اما این دسترسی نباید ما را به بیاحترامی یا سبکشماری قدوسیت خدا برساند. عبرانیان ۱۲:۲۸–۲۹ بهخوبی این تعادل را بیان میکند: «پس چون ملکوتی غیرقابلتزلزل یافتهایم، بیایید فیض را به دست آوریم تا خدا را پسندیده در تقوا و ترس عبادت نماییم، زیرا خدای ما آتش فروبرنده است.»
بدینسان، داستان عُزّا نه فقط یک روایت تاریخی از دوران داوود، بلکه درسی الهیاتی برای همه نسلهاست: خدا قدوس است، حضور او محترم است، و پرستش حقیقی مستلزم اطاعت، فروتنی و تقدس است. پیام این واقعه برای امروز این است که کلیسای معاصر باید در کنار شور و شوق پرستش، همواره از ترس مقدس و احترام به قدوسیت خدا آکنده باشد، تا مبادا پرستش ما تنها به ظاهری پرهیاهو بدل شود اما در عمق از اطاعت و فروتنی خالی گردد.
نظر شما در مورد این نوشته چیست؟