علی ضرغامی
یکی از خطرات بزرگ در زندگی ایمانی و کلیسایی این است که ما به دیگران با نگاه انسانی و ظاهری بنگریم و ارزش و توانایی آنان را دستکم بگیریم. گاهی رفتار ما سبب میشود تا افراد احساس بیاهمیتی کنند و استعدادهای الهی که در وجودشان نهاده شده سرکوب گردد. این مسئله نه تنها به خود آن شخص آسیب میزند، بلکه کلیسا را نیز از برکات و ثمرات احتمالی محروم میسازد. کتابمقدس بهوضوح به ما نشان میدهد که خدا همواره نگاهی فراتر از ظاهر دارد و آنچه را در دل و استعدادهای نهفته است میبیند. در این مسیر، تشویق، فرصت دادن و ارزشگذاری بر دیگران، نقش حیاتی در شکوفایی زندگیها و گسترش ملکوت خدا دارد.
یکی از نمونههای برجسته در این زمینه، برخورد برنابا با پولس است. هنگامی که پولس پس از ایمان آوردن به اورشلیم آمد، بسیاری از شاگردان از او ترسیدند، زیرا سابقهی او در آزار و جفا به مسیحیان هنوز در یادها بود. اما برنابا برخلاف دیگران، در او حقیقت کار خدا را دید و او را نزد رسولان آورد (اعمال رسولان ۹). بعدها نیز وقتی در انطاکیه خدمتی تازه آغاز شد، برنابا به یاد پولس افتاد و او را دعوت کرد تا با هم خدمت کنند (اعمال رسولان ۱۱). اگر برنابا او را نادیده میگرفت، شاید رسالت عظیم پولس هرگز شکوفا نمیشد. این داستان نشان میدهد که ایمان ما به کار خدا در زندگی دیگران میتواند سرنوشت کلیسا را تغییر دهد.
نمونهی دیگری که بهخوبی نشان میدهد ارزشگذاری چگونه یک زندگی را دگرگون میسازد، داستان مرقس است. او در سفر اول پولس و برنابا همراه آنان شد، اما در میانه راه آنان را ترک کرد. وقتی زمان سفر دوم رسید، پولس حاضر نبود مرقس را با خود ببرد و او را نالایق دانست. در اینجا باز هم برنابا ظاهر شد و برخلاف نظر پولس، مرقس را با خود برد و به او فرصت تازهای بخشید (اعمال ۱۵). نتیجه این شد که مرقس بعدها نه تنها همراهی ارزشمند برای رسولان شد، بلکه یکی از چهار انجیل را نگاشت. پولس نیز در نامههای بعدی خود از او به عنوان «خادم مفید برای خدمت» یاد کرد (دوم تیموتائوس ۴:۱۱). این نمونه به ما میآموزد که شکست یا لغزش یک شخص نباید دلیل برای نادیده گرفتن او باشد، بلکه تشویق و فرصت دوباره میتواند استعداد نهفته را به ثمر برساند.
پولس در اول قرنتیان ۱۲ تصویر زیبایی از کلیسا به عنوان بدن مسیح ارائه میدهد. در این بدن، هر عضو حتی آنچه کوچک یا کماهمیت به نظر میرسد—نقشی ضروری و حیاتی دارد. چشم نمیتواند به دست بگوید «به تو نیازی ندارم» و سر نیز نمیتواند پاها را نادیده بگیرد. این تصویر عمیقاً نشان میدهد که هیچ عضوی نباید تحقیر یا نادیده گرفته شود، زیرا خدا هر کس را با نقشی خاص در بدن مسیح قرار داده است. بیتوجهی به یک عضو، در واقع بیتوجهی به خود بدن است.
داستان انتخاب داوود نیز نمونهای است که به وضوح نشان میدهد ارزش واقعی انسان در ظاهر او نیست. وقتی سموئیل برای مسح پادشاه به خانه یِسّی رفت، برادران قدبلند و نیرومند داوود یکی پس از دیگری در برابر او ایستادند، اما خدا فرمود: «انسان به ظاهر مینگرد، اما خدا به دل» (اول سموئیل ۱۶). داوود، چوپان کوچک و کماهمیت، همان کسی بود که خدا او را برای رهبری قوم برگزید. این ماجرا هشداری جدی به کلیساست تا استعدادهای کسانی را که به نظر کوچک میآیند نادیده نگیرد، زیرا خداوند میتواند از همان افراد کارهای عظیم به انجام برساند.
عیسی خود نیز بارها نشان داد که ارزش افراد در نگاه او متفاوت از نگاه جامعه است. زمانی که شاگردان میخواستند کودکان را از نزد او دور کنند، عیسی آنان را پذیرفت و گفت: «بگذارید کودکان نزد من آیند و مانع ایشان مشوید، زیرا ملکوت آسمان از آنِ چنین کسان است» (متی ۱۹). کودکان در جامعه آن روز کمارزش به حساب میآمدند، اما عیسی نه تنها آنان را پذیرفت، بلکه آنان را نمونهای برای ایمان راستین معرفی کرد.
نمونهی دیگر زن سامری است. او از دید مردم، زنی گناهکار و طردشده بود، اما عیسی در او ظرفیتی برای شهادت دید. او همان روز به مبشر شهر خود تبدیل شد و بسیاری از مردم به واسطه شهادتش به مسیح ایمان آوردند (یوحنا ۴). در حالیکه جامعه او را بیارزش میشمرد، عیسی او را به کار گرفت تا شاهدی بزرگ شود.
تمام این نمونهها پیام روشنی دارند: نادیده گرفتن یا تحقیر دیگران نه تنها برخلاف روح خداست، بلکه مانع شکوفایی استعدادهایی میشود که خدا برای بنا و گسترش کلیسا عطا کرده است. در مقابل، دیدن ارزشها، تشویق کردن، فرصت دادن و تقویت دیگران همان چیزی است که باعث رشد بدن مسیح میشود. ما فراخوانده شدهایم تا با نگاهی شبیه به نگاه خدا، نه تنها عیوب ظاهری بلکه ظرفیتهای درونی دیگران را ببینیم و آنان را برای خدمت الهی تجهیز کنیم.
پس بیاییم به جای پایین آوردن ارزش یکدیگر یا نادیده گرفتن تواناییها، با سخنان تشویقآمیز و اعتماد، همدیگر را بنا کنیم، زیرا چنانکه پولس میگوید: «پس بیایید یکدیگر را نصیحت کرده و در ایمان بنا کنیم» (رومیان ۱۴:۱۹). تنها در این صورت است که کلیسا میتواند در وحدت و قوت، شکوفا گردد و ملکوت خدا در میان ما آشکار شود.
بیان دیدگاه