تأملی بر موضوع نجات در ایمان مسیحی

علی ضرغامی


همه ما بعنوان ایمانداران مسیحی، این حقیقت را می پذیریم که گناه بخشی از ساختار درونی ما انسانها است و طبیعت ما اسیر گناه است و بنا بر طبیعت گناه آلود خود ، تمایل به گناه کردن داریم و بنابراین از آنجا که این مشکل از طبیعت ماست نمی توانیم با تلاش خودمان برگناه و عواقب آن غلبه کنیم. نیاز به یک تحول درونی داریم. طبیعت ما باید عوض شود و تنها خداست که می تواند ما را از درون متحول کرده و طبیعت جدیدی به ما ببخشد . قدوسیت خدا اجازه نمی دهد که ما با این طبیعت گناه آلود به حضور او در ابدیت وارد شویم . بنابراین نجات ما در دستان پر قدر خداست.

همین جا می توان به اهمیت موضوع نجات پی برد. نجاتی که از طریق توبه وایمان به خدای حقیقی حاصل می شود . کلام بر حق خدا برای ما روشن می سازد که وقتی از گناهان خود توبه می کنیم و حقیقتاً به خداوند ایمان می آوریم ، او به قوت روح القدس، طبیعت ما را عوض می کند و ما را در مسیر تقدیس قرارمی دهد . در این مسیر باید به این نکته توجه داشته باشیم که برای حصول نجات ، داشتن ایمان حقیقی و زنده بسیار حیاتی است . اگر ایمان ما زنده و پویا نباشد، ما را متحول نکند و ثمر به بار نیاورد ، ایمان نجات بخش نخواهد بود . خدا ایمانی را از ما می پذیرد که ثمر به بار آورده و نشانه های تحول روحانی را در ما ظاهر سازد . ما ایمانداران، گاهی کمتر به این موضوع مهم توجه می کنیم و از اهمیت ایمان نجات بخش غافل می شویم . اعتقادات صرف و داشتن اطلاعات مذهبی، شخص را متحول نمی سازد و در نتیجه به نجات منتهی نمی شود . خود عیسی مسیح در این رابطه به ما هشدار جدی داده است . در باب هفتم انجیل متی می فرماید : و آن روز ، بسیاری مرا خواهند گفت سرور ما ، آیا به نام تو نبوت نکردیم ؟ آیا به نام تو دیوها را بیرون نراندیم ؟ آیا بنام تو معجزات بسیار انجام ندادیم؟ اما به آنها به صراحت خواهم گفت هرگز شما را نشناخته ام . از من دور شوید ای بدکاران !
با مطالعه سایر قسمت های کلام خدا، این هشدار برای ما جدی تر می شود . یعقوب در این رابطه در رساله خود به این نوع ایمان، که همان داشتن اعتقادات صرف است اشاره می کند و می گوید حتی دیوها نیز ایمان دارند که خدا یکی است و از ترس بر خود می لرزند. نجات ما در گروی ایمانی زنده و پویاست. در انجیل لوقا باب هشتم عیسی مسیح در مثلی کار خدا را به بذری تشبیه می کند که در زمین های مختلف پاشیده می شود . بذری که وقتی در دل افراد کاشته می شود حیاتی روحانی ایجاد میکند که بدون آن، شخص نمی تواند یک مسیحی واقعی باشد . حضور ما در کلیسا صرفاً ثابت نمی کند که ما زمین نیکو هستیم بلکه ثمره ایمان ما ثابت می کند که کدام زمین هستیم . خداوند در مسیحیت ، دور از ماجرا نیست ، بلکه خود ، انسان شد و ثمر آورد تا مانیز بدانیم منظور از ثمر آوردن چیست و پا در جای پای او بگذاریم . در رساله یعقوب فصل دوم درباره ایمانی که زنده است و ثمر می آورد و ایمانی که مرده است و ثمر نمی آورد چنین آمده است : (برادران من، چه سود اگر کسی ادعا کند ایمان دارد، اما عمل نداشته باشد ؟ آیا چنین ایمانی می تواند او را نجات دهد ؟ اگر برادر با خواهری نیازمند خوراک یا پوشاک باشد و کسی از شما به ایشان بگوید بروید به سلامت، گرم و سیر شوید، اما برای رفع نیازهای جسمانی آنها کاری انجام ندهد، چه سود؟ پس ایمان به تنهایی و بدون عمل، مرده است…)
مطالعه دقیق کلام خدا نشان میدهد که تنها این کافی نیست که بگوئیم عیسی خداوند است ، بلکه باید اراده او را به جا آوریم . البته ما با ایمان به مسیح، نجات خواهیم یافت، اما در روز داوری اعمال ما داوری خواهد شد، چون اعمال ما ثمره ایمان ماست و اعمال ماست که نشان می دهد ایمان ما واقعی و زنده بوده است.
باشد که طبق حکم خدا در دوم قرنتیان ۱۳ : ۵ همواره ایمان خود را محک بزنیم .

دیدگاه

بیان دیدگاه