علی ضرغامی
چکیده
در این مقاله به بررسی زمینههای تاریخی، اجتماعی و مذهبی شکلگیری مسئله حقوق زنان و فمینیسم در ایران پرداخته شده است. با مرور سیر تحول نگرشها نسبت به زنان، نقشآفرینی آنان در دوره مشروطه، تأسیس مدارس دخترانه و واکنشهای مذهبی، تلاش شده است تا تصویری روشن از آغاز جنبشهای زنان در ایران ترسیم شود.
مقدمه
تحولات اجتماعی و سیاسی در غرب، زمینهساز پیدایش و گسترش جنبشهای فمینیستی شد. این جنبشها واکنشی به نابرابریهای ساختاری و فرهنگی بودند که در جوامع صنعتی غربی شکل گرفتند. در ایران نیز، هرچند با تأخیر، اما در پی آشنایی با مدرنیته و دگرگونیهای عصر مشروطه، زنان بهتدریج به مطالبات حقوقی و اجتماعی خود پی بردند.
در اروپا، فمینیسم همزمان با رشد دموکراسی و آزادیهای مدنی شکل گرفت. زنانی چون «مری آستل» در قرن هجدهم، پرسشهایی اساسی در مورد نابرابریهای جنسیتی مطرح کردند. در مقابل، فمینیسم در ایران بیشتر از دل نابرابریهای اقتصادی، محدودیتهای مذهبی و فرهنگی، و ناتوانی زنان در دستیابی به استقلال شکل گرفت. ساختار سنتی خانواده، نظام شرعی حاکم و تبعیضهای حقوقی مانند حق طلاق، حضانت، و چندهمسری از عوامل مهم شکلگیری گفتمان حقوق زنان در ایران بود. مسأله حقوق زنان و فمینیسم در غرب با دگرگونیهای اجتماعی بهوجود آمد و پیشرفت کرد. در حقیقت، این موضوع لازمه جامعهای بود که بهسرعت بهسوی دموکراسی و آزادیهای مدنی پیش میرفت. مری آستل، از مدافعان حقوق زنان در سال 1700 میلادی، این پرسشها را مطرح کرد: اگر حاکمیت مطلق یک کشور ضروری نیست، پس چرا در خانواده لازم است؟ و اگر ضروری است، چرا در کشور نباشد؟ اگر همه انسانها آزاد به دنیا میآیند، چرا همه زنان باید برده به دنیا بیایند و هستی آنها باید تابع اراده متغیر و دلخواه مردان باشد؟ فمینیسم در غرب ریشه در رشد سرمایهداری و استثمار زنان در کارخانهها داشت، اما در ایران مسائل دیگری، چون محرومیت زنان از تحصیل، وابستگی شدید اقتصادی به پدران، شوهران و پسران خود، ناتوانی در اداره زندگی از طریق شغل مستقل، و مهمتر از همه ساختار مذهبی حاکم بر جامعه ایران ـ که بهطور رسمی و شرعی ارزش زنان را نصف ارزش مردان میداند ـ موجب شکلگیری اندیشههای فمینیستی و بحثهای مربوط به حقوق زنان شد. همچنین عواملی چون تعدد زوجات، حق طلاق و حضانت فرزندان، و آشنایی با فرهنگ و تمدن اروپا در دوران معاصر، تأسیس مدارس جدید، توسعه روزنامهنگاری، و انتشار نشریات پس از انقلاب مشروطه نیز در افزایش آگاهی زنان عصر قاجار نقش داشت.
اگرچه زنان ایرانی چه پیش از عصر مشروطه و چه در دوران انقلاب مشروطه در برخی فعالیتهای سیاسی و اجتماعی شرکت کردند، اما این حضور هرگز بهمعنای مبارزه برای کسب حقوق فردی و اجتماعی زنان نبود. در ایران، مسأله زنان تنها زمانی مطرح شد که انقلاب مشروطه این فرصت را برای آنان فراهم آورد تا از طریق نشریات دوره و حتی انتشار نشریهای ویژه زنان، از حقوق اولیه خود دفاع کنند. در دوره قاجار، عواملی چون آشنایی با تمدن غرب، گسترش مطبوعات، تأسیس مدارس نوین و جنبش مشروطه، آگاهی زنان را افزایش داد. هرچند زنان پیش از انقلاب مشروطه نیز در برخی فعالیتها نقش داشتند، اما این فعالیتها کمتر رنگ و بوی مطالبهگری داشتند. در عصر مشروطه، زنان نه تنها در عرصه عمومی حاضر شدند، بلکه خواستار حقوقی مانند آموزش و اشتغال مستقل شدند.
در جنبش مشروطه، شاهد حضور هرچند کمرنگ زنان در جامعه هستیم که خواستار حقوق اولیهای چون حق آموزش و داشتن شغل مستقل بودند. آنها خواهان دریافت حق تعلیم و تربیت از مجلس و دولت مشروطه شدند، بهویژه آنکه مجلس با متساویالحقوق دانستن ایرانیان، دولت را متعهد به آموزش اتباع خود بدون درنظر گرفتن جنسیت افراد کرده بود. زنان قبل و بعد از مشروطه در فعالیتهای اجتماعی چون حمایت از متحصنین سفارت انگلیس در حوادث مشروطه اول، حمایت از تأسیس بانک ملی مصوب مجلس اول، و راهپیمایی علیه اولتیماتوم روسیه شرکت داشتند. پیش از انقلاب مشروطه نیز توجه به موضوع زنان با هدف تربیت فرزندان بهتر آغاز شده بود. بهعنوان نمونه، روزنامه تربیت نه سال پیش از تصویب قانون مشروطه، در سال ۱۳۱۵ هجری قمری، به لزوم تربیت دختران و پسران پرداخته بود.
زنان در انقلاب مشروطه مشارکت فعالی داشتند. از انتشار نشریات ویژه زنان گرفته تا تظاهرات و حمایت از متحصنان، آنها در شکلگیری فضای مشروطه نقش مهمی ایفا کردند. همچنین درخواستهایی در راستای تأسیس مدارس دخترانه، حق تحصیل و تربیت برابر مطرح شد. برخی زنان حتی با لباس سفید کفنپوش به خیابانها آمدند و مخالفت خود را با ظلم و تبعیض ابراز کردند
با پیروزی انقلاب مشروطه، این جریان با وسعت بیشتری ادامه یافت. هرچند مخالفان، مدارس دخترانه و دبستان دوشیزگان را همردیف فاحشهخانهها دانستند، اما نامههایی به مجلس نوشته شد و مقالاتی در روزنامهها به چاپ رسید که خواستار آموزش دختران و حتی توجه به شیوه آموزش بودند. نخستین گام برای تأسیس مدرسه دخترانه از سوی خانم طوبی رشدیه از خاندان رشدیه صورت گرفت. این مدرسه که «پرورش» نام داشت، تنها چهار روز پس از گشایش بهدلیل مخالفتها بسته شد سه سال بعد، بیبی خانم وزیران تلاشی دیگر برای تأسیس مدرسه دخترانه ملی انجام داد، اما این نیز با اخطار اداره معارف بینتیجه ماند. بدین ترتیب، تا آغاز جنبش مشروطه، هیچ مدرسه دخترانهای اجازه تأسیس نیافت. اما با تغییر شرایط کشور در سال ۱۳۲۶ هجری قمری (۱۲۸۷ هجری شمسی)، خانم طوبی آزموده با کمک میرزا حسن رشدیه، با وجود اینکه شیخ فضلالله نوری مدارس دختران را در ردیف فاحشهخانهها میدانست، مدرسه دخترانه «ناموس» را تأسیس کرد.
علمای ضد مشروطه با اصلاح و تعلیم و تربیت مخالف بودند و زنان فعال نهضت را به داشتن گرایشهای غیرمذهبی متهم میکردند. شیخ فضلالله نوری و سید علی شوشتری مدارس جدید را محکوم کرده، فتوا دادند که این نهادها خلاف اسلام هستند. حمله علما و طلاب باعث جدایی زنان مبارز از علمای مخالف شد. در آغاز انقلاب مشروطه، زنان فعال حامی علمایی بودند که به اعتصابات پیوسته بودند. اما وقتی نوری و طرفدارانش با صدور فتوا علیه تحصیل زنان، علناً مخالفت خود را اعلام کردند، برخی زنان به مرجعیت علما شک کردند و برخی دیگر از علما خواستند مخالفت خود را کنار بگذارند. باوجود مخالفتهایی که صورت گرفته بود، گروه کوچکی از زنان نیز به تظاهرات در حمایت از علما پیوستند. این زنان کفن سفید به تن داشتند، به شیوه سنتی بر سر و سینه میکوبیدند، سربازان را نفرین میکردند و یکی از آنها حتی مقنعه خود را بر چوبی آویخت و مقامات را مسخره کرد و گفت: «با تبعید علما، از این پس عقد دختران مسلمان را باید میسیونر بلژیکی بخواند!»
در سال ۱۹۰۶ میلادی، مظفرالدینشاه قاجار فرمان مشروطیت را امضا کرد و کمتر از دو ماه بعد، مجلس شورای ملی گشایش یافت. اما در قانون اساسی مشروطه هیچ سخنی از حقوق و آزادیهای اجتماعی و فردی ملت ایران نبود. سال بعد، در مدت ۹ ماه، نمایندگان مجلس به بازنگری قانون پرداختند و «متمم قانون اساسی» در ۱۰۷ اصل تصویب شد که مهمترین آنها به آزادیهای فردی و حقوق اجتماعی افراد اختصاص داشت. از همان مراحل نخست جنبش مشروطه، شاهد حضور زنان در صحنه بودیم. زنان در تظاهرات شرکت میکردند، از اعتصابها حمایت مینمودند، کمکهای مالی و معنوی به مشروطهطلبان میکردند، و حتی در برابر قوای شاه ایستادگی کردند. در تابستان ۱۹۰۶ میلادی، زمانی که مشروطهخواهان در باغ سفارت بریتانیا متحصن شدند، هزاران زن برای حمایت از آنها گرد آمدند
در آن زمان، زنان ایرانی که چادر به سر داشتند، از بالای درختان یا پشت دیوارهای باغ، برای متحصنان غذا و نامه میفرستادند و نقش مهمی در حمایت از آنان ایفا میکردند. حتی زمانی که مجلس به توپ بسته شد، برخی از زنان به صف مبارزان پیوستند. گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد گروهی از زنان مسلح، با لباس مردانه، در کنار مشروطهخواهان جنگیدند. گفته میشود یک گروه چهلنفره از زنان، خود را «فدایی مشروطه» نامیده بودند.
با وجود اینهمه مشارکت، زنان از حقوقی مانند حق رأی و حق انتخاب شدن در مجلس محروم بودند. حتی در تدوین قانون اساسی مشروطه، نامی از زنان به میان نیامد. در اصل اول متمم قانون اساسی آمده است: «اهالی مملکت ایران در مقابل قانون دولتی متساویالحقوق هستند.» اما در عمل، این تساوی شامل زنان نمیشد. زنان هنوز در عرف و قانون، زیر سلطه مردان بودند
با وجود این محدودیتها، زنان از همان سالهای اولیه مشروطه، مبارزه برای حقوق خود را آغاز کردند. آنان با استفاده از مطبوعات، سخنرانیها، و تأسیس انجمنهای مخفی یا نیمهعلنی، خواهان آموزش، اشتغال، برابری و حق رأی شدند. از جمله این انجمنها میتوان به «انجمن مخدرات وطن» و «جمعیت نسوان وطنخواه» اشاره کرد که با وجود خطرات زیاد، فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و حتی سیاسی انجام میدادند. در این دوره، نشریات زنانهای چون دانش، شکوفه، زبان زنان و نامه بانوان منتشر شدند که مسائل زنان را مطرح و خواهان برابری حقوقی و اجتماعی بودند. این نشریات ضمن طرح مشکلات زنان، راهکارهایی نیز برای بهبود وضعیت آنان ارائه میدادند. از جمله مهمترین خواستههای زنان، ایجاد مدارس دخترانه، اصلاح قوانین خانواده، و لغو ازدواج اجباری دختران خردسال بود.
جمعبندی
با وجود کارشکنیهای فراوان از سوی حکومت و روحانیون سنتگرا، زنان ایرانی در دوران مشروطه قدمهای مؤثری برای بیداری خود و جامعه برداشتند. این تلاشها زمینهساز جنبشهای بعدی زنان در دوره پهلوی و انقلاب اسلامی شد. در واقع، مشروطه آغاز راهی بود که زنان ایران برای رسیدن به حقوق برابر، باید سالها برای آن مبارزه میکردند.
مسئله حقوق زنان در ایران، برخلاف غرب، با موانع فرهنگی، مذهبی و سیاسی متعددی روبرو بوده است. با وجود مخالفتها، زنان ایرانی از دوره مشروطه به بعد نشان دادند که در مسیر دستیابی به حقوق برابر، پیگیر، فعال و جسور هستند. حضور آنان در جنبشهای اجتماعی، تأسیس مدارس دخترانه، و مطالبات روشن، آغازگر مسیری بود که هنوز ادامه دارد.
منابع:
فریدون آدمیت: ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران،،تهران،نشر گستره،۱۳۸۷
غلامرضا وطن دوست: بررسی موقعیت زن ایرانی در نشریات مشروطه،تهران،موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی،۱۳۸۵
ژانت آفاری: انقلاب مشروطه ایران،ترجمه رضا رضایی،تهران،نشر بیستون،۱۳۷۸
احمد کسروی: تاریخ هیجده ساله آذربایجان،تهران،انتشارات هاشمی،۱۳۸۶
نظر شما در مورد این نوشته چیست؟