علی ضرغامی
مقدمه
کتاب مقدس، متنی الهی است که در قالب زبان انسانی سخن میگوید. یکی از ویژگیهای برجستهٔ این زبان، استفاده از انتروپومورفیزم یا انسانوارانگاری است؛ یعنی توصیف خدا با ویژگیها، احساسات یا رفتارهای انسانی مانند «خشم گرفتن»، «راه رفتن»، «دست داشتن»، یا «پشیمان شدن». این مقاله به بررسی دلایل، اشکال، و پیامدهای انسانوارانگاری در کتاب مقدس میپردازد و نشان میدهد چگونه این زبان هم خدا را به ما نزدیک میسازد و هم محدودیتهای ما را در شناخت او آشکار میکند.
تعریف انتروپومورفیزم
انتروپومورفیزم از واژههای یونانی آنتروپو به نعنی انسان و مورفوس به معنی شکل یا صورت گرفته شده و به معنای نسبتدادن ویژگیهای انسانی به موجودی غیرانسانی، از جمله خداست. در کتاب مقدس، این پدیده یک ابزار زبانی برای توضیح ویژگیهای الهی به زبان قابلفهم انسانهاست.
نمونههایی از انسانوارانگاری در کتاب مقدس
الف) توصیف فیزیکی خدا
«و خداوند در باغ عدن راه میرفت» (پیدایش ۳:۸)
«دست خدا قوی است» (خروج ۱۳:۹)
«چشمان خدا بر عادلان است» (مزمور ۳۴:۱۵)
ب) احساسات انسانی
«خداوند خشمگین شد» (خروج ۴:۱۴)
«خداوند پشیمان شد از آنچه کرده بود» (پیدایش ۶:۶)
«خدا غیرت میورزد» (خروج ۲۰:۵)
ج) اعمال و تصمیمگیریهای انسانی
«و خدا گفت: بیایید انسان را بسازیم به صورت خود» (پیدایش ۱:۲۶)
«و خدا امتحان کرد ابراهیم را» (پیدایش ۲۲:۱)
چرا کتاب مقدس از انسانوارانگاری استفاده میکند؟
الف) برای فهمپذیر کردن مفاهیم الهی
ما انسانها زبان و درک خود را از تجربههای انسانی میگیریم. وقتی کتاب مقدس خدا را با «دست»، «چشم»، یا «دل» توصیف میکند، هدفش ارائهی تصویری قابل درک از کارها و شخصیت خداست، نه ارائه تصویری جسمانی از او.
ب) برای نشاندادن رابطهٔ شخصی خدا با انسان
خدای کتاب مقدس، خدایی دور و ناشناختنی نیست، بلکه خدای عهد، گفتگو، و عمل است. او میشنود، میبیند، خشمگین یا خوشحال میشود. این ویژگیها رابطهٔ شخصی خدا با انسان را نشان میدهد.
ج) برای آشکار ساختن تقدّم عمل بر تعریف
در کتاب مقدس، خدا بیشتر از آنکه با واژه تعریف شود، در عمل شناخته میشود. بنابراین، نویسندگان کتاب مقدس از زبان فعال و انسانی استفاده میکنند تا نشان دهند خدا چگونه وارد تاریخ بشر میشود.
خطرات یا چالشهای انسانوارانگاری
الف) سوءتفاهم درباره طبیعت خدا
برخی ممکن است تصور کنند که خدا شبیه انسان است یا محدودیتهای انسانی دارد، درحالیکه کتاب مقدس آشکارا میگوید: «خدا انسان نیست که دروغ گوید یا پسر انسان که پشیمان شود» (اعداد ۲۳:۱۹).
ب) بتانگاری غیرمستقیم
اگر تصاویر انسانگونه از خدا را بیش از حد جسمانی بفهمیم، ممکن است دچار بتسازی از تصویری انسانی از خدا شویم.
ج) تناقضهای ظاهری
استفاده از زبان انسانگونه گاهی ممکن است سبب شود که خدا در یک بخش پشیمان شود و در بخش دیگر «هرگز پشیمان نشود». این تفاوتها نشاندهندهی دو سطح متفاوت از زبان هستند: سطح تصویری (انسانوار) و سطح الهیاتی عمیقتر.
سنت مسیحی و انسانوارانگاری
در الهیات مسیحی، واقعیت تجسّد در شخص عیسی مسیح، عمق تازهای به انسانوارانگاری میبخشد. در او، خدا نهفقط به زبان انسانی بلکه بهصورت انسانی آشکار میشود:
«و کلمه جسم گردید و در میان ما ساکن شد» (یوحنا ۱:۱۴)
این واقعیت به نوعی تأیید میکند که خدا نهفقط به زبان انسان سخن میگوید، بلکه وارد تجربه انسانی میشود. در عیسی مسیح، انسانوارانگاری به اوج و حقیقت نهایی خود میرسد.
نتیجهگیری
انتروپومورفیزم در کتاب مقدس، نشانهی ضعف نیست بلکه نشانهٔ فروتنی و محبت خداست که با زبان محدود بشر با او سخن میگوید. این زبان کمک میکند تا خدا را بشناسیم، نه آنگونه که هست، بلکه تا حدی که میتوانیم بفهمیم. با درک این زبان، ما از یکسو به رابطهٔ شخصی با خدا نزدیکتر میشویم و از سوی دیگر به عظمت، ناشناختگی و فراتر بودن او احترام میگذاریم.
بیان دیدگاه