بررسی ریشه های تاریخی مراسم نوروز و سیزده بدر

نوشته: علی ضرغامی

مراسم نوروز پیش از ورود آریایی‌ها به ایران، در بین اقوام ساکن بین‌النهرین رایج بوده و پارسیان این جشن را از ساکنان این منطقه فرا گرفته‌اند. شکل‌گیری آن از یک‌سو ریشه در باورها، اعتقادات و اساطیر کهن جوامع آن روزگار دارد و از سوی دیگر، برگرفته از وقایع و پدیده‌های طبیعی در جهت همراهی با طبیعت است. جشن نوروز قبل از ورود آریایی‌ها برگزار می‌شده است. بسیاری از منابع از این جشن مردمان بین‌النهرین یاد کرده‌اند این جشنواره بزرگ بر بدنه ظرف استوانه‌ای بلند مرمرینی به بلندی یک متر تصویر شده است که از ویرانه‌های معبدی در اوروک به‌دست آمده است. چنان‌که در منابع آمده است، این جشن به مدت دوازده روز، از اول ماه نیسانو که مصادف با فروردین‌ماه است تا روز دوازدهم برگزار می‌شده و اهمیت ویژه‌ای نیز داشته است.

خدایان بین‌النهرین متعدد بودند، اما پس از تسلط بابل بر همه بین‌النهرین، خدایان این سرزمین تحت‌الشعاع خدای بابل، مردوک قرار گرفتند. مردوک، خدای بابل بود و افسانه‌های خلقت به او ارتباط داشت. این افسانه‌ها که دارای ریشه سومری هستند، ظاهراً در عهد حمورابی نگارش یافته‌اند. حمورابی کوشید تا مردوک را به اوج عظمت برساند و توانست او را در رأس خدایان قرار دهد. به فرمان او، قصص و روایات قدیم را تبلیغ و تحریف نمودند و قصه‌ای به شرح زیر ساختند:

در آغاز آفرینش، تیامات، خدای آب‌ها، طغیان و سرکشی کرد و خدایان را بیم داد. آنو، خدای آسمان، را نامزد کردند تا او را هلاک سازد اما آنو از معرکه روی برگرداند. پس مردوک قد برافراشت و خدایان را نجات داد، بر تیامات پیروز گشت و برای دریا حدودی معین ساخت. انسان را از خاک رس آفرید تا بنده باشد و خدمت کند و خدایان را نگهداری نماید. آنو از بزرگی خود بر خدایان استعفا کرد و مقام او به مردوک رسید که شهریار خدایان شد. به یاد کامیابی مردوک، در روز نخست سال، همه خدایان به ریاست مردوک در معبد اساگیلا گرد می‌آمدند تا هم پیروزی مردوک را جشن بگیرند و هم طی مراسمی خاص، کسب مشروعیت شاه از جانب مردوک به نمایش گذاشته شود و گناهان او بخشیده گردد و سرنوشت سال پیش رو تعیین شود. ضمن این‌که ماه نیسانو مصادف با آغاز بهار و بیداری طبیعت بود.

روزهای اول ماه نیسانو (فروردین) صرف آماده‌سازی و پاکسازی معابد می‌شد. در روز چهارم، کل اسطوره آفرینش در برابر مردوک خوانده می‌شد. در روز پنجم، تندیس نبو، پسر مردوک، از بورسیپا به بابل آورده می‌شد و سپس مراسم سبک مشروعیت پادشاه از خداوند آغاز می‌گردید. روحانی بزرگ، نشان‌های سلطنتی را از پادشاه می‌گرفت و ضربه‌ای به گونه او می‌زد و او را وادار می‌کرد در برابر مردوک زانو زده و ضمن خواندن دعا به خداوند اطمینان بدهد که کار نادرستی انجام نداده و قوانین را بدرستی اجرا نماید. سپس روحانی بزرگ به او اطمینان می‌داد که مورد لطف و عنایت خداوند قرار گرفته و دوباره نشان سلطنتی را به او بازمی‌گرداند و برای بار دوم ضربه‌ای به گونه او می‌زد تا گناهان پادشاه آمرزیده شود. در روز هشتم، مردوک را در مجاز در رأس خدایان قرار می‌دادند. در روز دهم، به‌صورت دسته‌جمعی به همراه مردوک با قایقی به بیرون از شهر، به معبد اکتیو (معبد سال نو) می‌رفتند. روز یازدهم، دوباره خدایان و مردمان با مردوک بیعت می‌کردند که این هم نمایشی بوده از پیروزی مردوک که توسط دیگر خدایان انتخاب شده بود و بلاخره در روز دوازدهم مراسم جشن به پایان می‌رسید و خدایان به معابد خویش بازگردانده می‌شدند هخامنشیان شکل کلی این جشن سال نو را از بین‌النهرینی‌ها اقتباس نمودند، ضمن آن‌که در محتویات و جزئیات مراسم تغییراتی دادند.

در مورد سیزده‌بدر هم نکته‌ای قابل بحث می‌باشد. همان‌طور که می‌دانیم، مردمان بین‌النهرین ستارگان آسمان را خدایان می‌پنداشتند و کاهنان هر شب ستاره‌ها را در آسمان رصد می‌کردند و گزارش احوال آن‌ها را به پادشاه تقدیم می‌کردند. صدها گزارش از این دست بر روی کتیبه‌های آجری از کتابخانه‌های بین‌النهرین باستان به‌دست آمده است.از مطالعه مندرجات اوستا روشن می‌شود که این ستاره‌ها در دین زرتشت بیش از ادیان دیگر مورد پرستش قرار گرفته‌اند و با تأثیر از فرهنگ بین‌النهرین، بسیاری از این ستاره‌ها در این آیین نام مخصوص و یشت و ادعیه خاص پیدا کرده و به عنوان ایزد ستوده شده‌اند. همه آن‌ها در اداره امور کائنات عاملی مؤثر به شمار رفته‌اند.

ستاره تیر یا تیشتر در اوستا، خداوند باران است. مانند این خداوند، در ادیان دیگر عهد قدیم نیز وجود داشته؛ از جمله در میان مصریان، دو خداوند به نام خدای رودها و خداوند آب‌ها وجود داشته که هردو پرستیده می‌شدند و مردم در خشکسالی، دست دعا و نیایش به درگاه آنان دراز می‌کردند. در اوستا به کرّات نقل شده که منبع و مایه آب در ستاره تیشتر قرار گرفته و ایزد باد نیز از یاران وی شمرده شده است. یشت هشتم اوستا به تیریشت موسوم است و چهارمین ماه سال و سیزدهمین روز هر ماه به اسم این ایزد نام‌گذاری شده بوده که تیرماه و تیرروز گفته می‌شدند. به بیان دیگر، پس از آمیختگی فرهنگی، پارسیان با مردمان بین‌النهرین توسط خود آنان صورت گرفت و تقلیدی از ایشان نبود. به این ترتیب، برای هر روز و هر ایزدی یشتی در اوستا جا داده شد که شامل ادعیه و نیایش‌هایی در رابطه با آن ایزد بوده است ،چنان‌که یشت هشتم اختصاص به تیر یا تیشتر دارد و شامل جملاتی در ستایش ایزد باران می‌باشد. هنگامی‌که نام ماه و نام روز یکی می‌شد، طی مراسم خاصی به ستایش و نیایش آن ایزد می‌پرداختند و جشنی هم برگزار می‌شده است. مثلاً نوزدهم فروردین که اختصاص به ایزد فروردین داشته، در ماه فروردین با نام ماه یکی می‌شد و جشن فروردینگان برگزار می‌شده است.به همین ترتیب، روز سیزدهم تیرماه با نام ماه تیر یکی می‌شده و به ستایش آن ایزد می‌پرداختند. از آنجا که بارندگی و آب برای مردم کشاورز این منطقه اهمیت زیادی داشته و بدان نیازمند بودند، با آغاز سال نو، در اولین روز متعلق به خدای باران، که همان سیزدهم فروردین‌ماه بوده، مراسم ستایش و نیایش آن ایزد را در آغوش طبیعت برگزار می‌نمودند، به این امید که سالی پرباران در پیش داشته باشند

دیدگاه

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟