علی ضرغامی
در سنت مسیحی، نسبت به احکام عهد عتیق، بهویژه شریعت موسی، همواره نوعی پرسشگری الهیاتی وجود داشته است: آیا مسیحیان امروز موظفاند تمامی احکام مذهبی، آیینی و مدنی عهد عتیق را حفظ کنند؟ این پرسش نه تنها پرسشی نظری است، بلکه با زندگی عملی ایمانداران در ارتباط است، زیرا در سراسر عهد عتیق مجموعهای از دستورات و قوانین درباره امور عبادی، طهارت، رژیم غذایی، جزاهای کیفری، جشنها و دیگر مناسبات وجود دارد که اجرای آنها در دنیای امروز، و بهویژه در جوامع غیر یهودی، به نظر ناممکن یا ناسازگار میرسد. پاسخ به این مسئله از طریق نگاهی جامع به الهیات کتابمقدسی، آموزههای عیسی مسیح، تعلیمات رسولان و سنت تاریخی کلیسا ممکن میشود.
کتاب مقدس نشان میدهد که احکام شریعت موسی به سه حوزه کلی تقسیمپذیر است: قوانین اخلاقی، قوانین آیینی یا تشریفاتی، و قوانین مدنی یا قومی. قوانین اخلاقی، همچون ده فرمان، بنیادهای جاودانهای درباره اراده خدا برای رفتار انسان با خدا و دیگران هستند و در عهد جدید نیز مورد تأیید و تکرار قرار میگیرند. عیسی در تعلیمات خود نه تنها آنها را حفظ کرد، بلکه به عمق آنها نفوذ کرده و نشان داد که اطاعت از خدا نباید صرفاً ظاهری باشد، بلکه باید از قلب برخیزد. برای نمونه، در موعظه بر فراز کوه، قتل با خشم و زنا با شهوت در دل برابر دانسته میشود. بدین ترتیب، اخلاق الهی عهد عتیق نه تنها منسوخ نشده، بلکه از طریق شخص عیسی به کمال رسیده است.
در مقابل، قوانین آیینی شامل احکامی در باب قربانیهای حیوانی، تطهیر از ناپاکی، خوراکهای حلال و حرام، برگزاری اعیاد مذهبی یهود، رعایت روز سبت با آیینهای خاص، و دیگر مناسک معبدی میشود. این قوانین در بستر تاریخی و فرهنگی قوم اسرائیل برای رابطه مقدس آنها با خدا وضع شده بود. اما کتابمقدس اعلام میدارد که این آیینها سایهای از چیزهای آینده بودند، و تحقق آنها در شخص مسیح به وقوع پیوسته است. بهویژه در رساله به عبرانیان تأکید میشود که قربانیهای عهد قدیم نمیتوانستند گناهان را بهطور کامل بزدایند، بلکه فقط یادآوریای سالانه از گناه بودند، در حالی که قربانی مسیح یکبار برای همیشه کافی و کامل بود. همچنین پولس رسول در رساله کولسیان توضیح میدهد که هیچکس نباید دیگر ایمانداران را بر اساس خوراک یا نوشیدنی یا جشنهای خاص یا سبتها داوری کند، زیرا این امور تنها سایه چیزهای آینده بودند و حقیقت آن در مسیح یافت شده است.
بخش سوم شریعت، یعنی احکام مدنی، قوانینی بودند که برای اداره جامعه اسرائیل بهعنوان یک ملت، تحت حاکمیت الهی، تنظیم شده بود. این احکام شامل مجازاتهایی برای جرایم خاص، قوانین مربوط به بردهداری، ازدواج، ارث، برخورد با بیگانگان، و دیگر مقررات اجتماعی و اقتصادی بودند. برای مثال، مجازات سنگسار برای زن زناکار یا پسر نافرمان، قوانین سال یوبیل، یا الزام برای بازگرداندن قرض در سال هفتم، همه در این دسته جای میگیرند. این قوانین برای قوم خدا در آن زمان نقش انتظامی و سیاسی نیز داشتند و با ساختار خاص حکومت تئوکراتیک اسرائیل هماهنگ بودند. اما پس از آمدن مسیح و تأسیس کلیسا بهعنوان جماعت جهانی ایمانداران، این احکام دیگر بهعنوان قوانین الزامآور برای زندگی مسیحی در جوامع گوناگون لحاظ نمیشوند. اگرچه روح این قوانین، یعنی عدالت، رحمت، توجه به فقرا و حمایت از ضعیفان، همچنان در تعالیم مسیح و رسولان دیده میشود، اما فرم حقوقی آنها قابل تعمیم به همه زمانها نیست. برای نمونه، عیسی زن زناکار را محکوم به سنگسار نکرد، بلکه رحمت و دعوت به توبه را جایگزین اجرای سختگیرانه شریعت کرد.
در اعمال رسولان فصل ۱۵، شورای اورشلیم نیز همین مسیر را تأیید کرد. در برابر گروهی که میخواستند غیر یهودیان نوایمان را مجبور به ختنه و رعایت شریعت کنند، رسولان اعلام کردند که نجات از راه فیض خداوند عیسی است و هیچ باری نباید بر دوش غیر یهودیان نهاده شود جز چند فرمان ساده که بیشتر جنبه اخلاقی و اجتماعی داشتند. این شورا یک نقطه عطف در تاریخ کلیسا بود که نشان داد مسیحیت دینی مستقل از ساختار شریعت یهودی است، هرچند ریشه در آن دارد.
بنابراین، از دیدگاه کتابمقدسی و الهیاتی، مسیحیان موظف به نگه داشتن همه احکام عهد عتیق نیستند، بلکه با آمدن مسیح، آیینها و شریعت قومی به پایان نقش خود رسیدهاند. آنچه باقی میماند دعوتی به زندگی در روح و در حقیقت است؛ زیستن در محبت، عدالت، تقدس، و وفاداری به خداوندی که شریعت را نه فقط بر لوحهای سنگی، بلکه بر دلها نوشته است. ایمان مسیحی نه در اعمال شریعت بلکه در اطاعت از روح مسیح که انسان را نو میسازد، معنا مییابد.
نظر شما در مورد این نوشته چیست؟