علی ضرغامی
ماجرای دستگیری، شکنجه و مصلوب شدن مسیح یکی از عمیقترین و پرابهامترین بخشهای ایمان مسیحی است، بهویژه وقتی که نقش یهودا اسخریوطی را در این واقعه بررسی میکنیم. پرسشهای جدی در ذهن بسیاری شکل میگیرد: چرا خدا اجازه داد مسیح اینگونه تحقیر شود؟ چرا یهودا به او خیانت کرد؟ و اگر این خیانت جزئی از نقشه نجات بود، پس آیا یهودا قربانی یک تقدیر الهی شد، یا با اراده آزاد خود عمل کرد و مسئول گناه خویش است؟ پاسخ به این سؤالات، ما را به قلب الهیات مسیحی و درک رابطه میان اراده الهی و آزادی انسان میبرد.
کتاب مقدس آشکارا نشان میدهد که رنج و مرگ مسیح بر صلیب، تصادفی یا ناشی از ضعف او نبود، بلکه بخشی از نقشه ازلی خدا برای نجات بشر بود. از آغاز، وعدهی نجات از طریق قربانی داده شده بود. نبوتهای عهد عتیق، از جمله در اشعیا ۵۳، مسیح را بهعنوان «بندهی رنجکش» معرفی میکنند که گناهان بسیاری را بر دوش میگیرد و بهخاطر آنان زخم میبیند. در اناجیل نیز عیسی بارها از مرگ خود سخن میگوید و میداند که برای این لحظه آمده است. پس وقتی یهودا او را میفروشد، صرفاً بازیگر یک صحنهی تصادفی نیست، بلکه عامل انسانی واقعهای است که در طرح نجات خدا نقش دارد.
اما اینکه خدا از پیش میدانست که چه خواهد شد، به معنای آن نیست که عامل انسانی را مجبور کرده یا مسئولیت اخلاقیاش را از او گرفته است. در الهیات مسیحی، دانایی مطلق خدا با اراده آزاد انسان در تعارض نیست، بلکه در نوعی راز آمیختهاند که ورای فهم کامل بشری است. یهودا با میل خود، برای اندک نقرهای، به معلم و دوست خود خیانت کرد. عهد جدید تأکید میکند که «وای بر آن کسی که پسر انسان بهدست او تسلیم شود» (متی ۲۶:۲۴). این هشدار نشان میدهد که عمل یهودا، هرچند در مسیر تحقق نقشه خدا قرار گرفت، اما از لحاظ اخلاقی و روحانی، عملی شریرانه و سزاوار داوری بود.
درک این مسئله نیازمند پذیرش این واقعیت است که خدا حتی از اعمال شر نیز میتواند برای تحقق اهداف نجاتبخش خود استفاده کند، بدون آنکه شر را تأیید کند. این راز، بارها در تاریخ کتاب مقدس دیده شده است، همانگونه که در داستان یوسف و برادرانش: «شما قصد بدی درباره من داشتید، اما خدا آن را برای خیری بزرگ تدبیر کرد» (پیدایش ۵۰:۲۰). به همین ترتیب، خیانت یهودا که از سر طمع یا ناامیدی یا فریب دشمن صورت گرفت، به وسیلهای برای تحقق قربانی مسیح تبدیل شد؛ قربانیای که راه آشتی انسان با خدا را گشود.
از سوی دیگر، واکنش یهودا پس از آنکه عیسی دستگیر شد نیز حائز اهمیت است. او دچار پشیمانی شد، نقرهها را بازگرداند، اما بهجای توبه واقعی، به نومیدی افتاد و خودکشی کرد. در اینجا تفاوتی عمیق با پطرس میبینیم که او نیز به عیسی خیانت کرد اما پس از توبه، بخشیده شد و به رهبری بازگشت. این تفاوت، قدرت فیض و نیز نقش واکنش انسان در برابر فیض را نشان میدهد. یهودا میتوانست توبه کند، اما در اسارت گناه و نومیدی باقی ماند.
در نهایت، ماجرای یهودا و مصلوب شدن مسیح یادآور این واقعیت است که خدا میتواند از دل تاریکترین وقایع، نور نجات را بجوشاند. حتی خیانت، اگرچه گناه است، نمیتواند نقشه نجات را متوقف کند. این حقیقت، هم رازآلود است و هم امیدبخش: رازآلود، زیرا به کنه آن پی نمیبریم؛ و امیدبخش، زیرا نشان میدهد که هیچ چیز، حتی شرارت انسان، نمیتواند محبت خدا را برای نجات بشر خنثی کند.
بیان دیدگاه