کلیسا و دیوارهای فرو ریخته،پیامی از نحمیا برای کلیسای امروز

علی ضرغامی

نِحِمیا از جمله شخصیت‌هایی است که شاید کمتر در میان موعظه‌ها و آموزش‌های کلیسا مورد توجه قرار گیرد، اما زندگی و خدمت او حامل پیام‌هایی ژرف برای کلیسای امروز است. او نه نبی بود، نه کاهن، و نه شخصیت برجسته‌ای مذهبی. او یک مرد عادی بود، مشاور و ساقی دربار پادشاه پارس، که دلش برای قوم خود و شهر خدا سوخت. همین دلسوزی مقدس آغازگر مسیری شد که خدا از طریق آن قوم خود را احیا کرد. نِحِمیا نشان داد که خدا می‌تواند از هر کسی که دل در گرو او دارد، حتی در دل نظام‌های غیرالهی، برای بنای ملکوتش استفاده کند.

وقتی نِحِمیا شنید که دیوارهای اورشلیم هنوز ویران و مردم در خفت و خواری به‌سر می‌برند، دلش شکست. اما به جای اینکه فقط غصه بخورد یا شکایت کند، به دعا و روزه پناه برد. ماه‌ها در حضور خدا گریست، توبه کرد، شفاعت نمود و راه خواست. این نشان می‌دهد که احیای واقعی نه با برنامه‌ریزی سریع، بلکه با فروتنی عمیق در حضور خدا آغاز می‌شود. در جهانی که کلیسا گاه به سرعت می‌خواهد «اقدام» کند، نِحِمیا ما را یاد می‌دهد که حرکت واقعی، از زانو زدن آغاز می‌شود.

او با جسارت به حضور پادشاه رفت و درخواستش را بیان کرد، اما نه با اعتماد به نفْس خود، بلکه با اتکا به فیض خدا. همین دعاهای پنهانی بود که باعث شد دل سخت پادشاه ، نرم شود و اجازه‌ی سفر و حتی منابع لازم را بدهد. برای کلیسای امروز، نِحِمیا نمونه‌ای از تلفیق دعا و جسارت است. او نه فقط دعا می‌کرد، بلکه با شهامت و نقشه عمل وارد میدان شد. کلیسا نیز امروز نیاز دارد تا بین دعاهای صمیمی و گام‌های عملی، تعادل برقرار کند.

هنگامی که نِحِمیا وارد اورشلیم شد، بلافاصله تبلیغ نکرد یا هیاهو به پا نکرد. شبانه و در سکوت، خرابی‌ها را بررسی کرد. این جزئی‌نگری و دقت در شناخت مشکل، بخشی از خردی بود که خدا به او داده بود. او قبل از آنکه مردم را دعوت به عمل کند، خودش عمق خرابی‌ها را لمس کرد. کلیسای امروز، پیش از آنکه بخواهد جهان را اصلاح کند، باید واقع‌بینانه با خرابی‌های درون خود مواجه شود و از نگاه سطحی و شعاری دوری کند.

نِحِمیا پس از بررسی اوضاع، قوم را به کار دعوت کرد. او رهبر مردمی بود، نه دیکتاتور یا فقط ناظر. خودش در صف اول ساختن ایستاد، دیگران را تشویق کرد، نقشه داد و امید بخشید. با اینکه با مخالفت‌های جدی روبه‌رو شد—چه از سوی دشمنان بیرونی و چه از جانب یهودیان بی‌انگیزه—اما تسلیم نشد. هر بار که تهدید یا تمسخری پیش آمد، نِحِمیا به خدا پناه برد و همچنان به کار ادامه داد. او می‌دانست که بنای شهر خدا آسان نیست و مخالفت، بخشی طبیعی از مسیر اطاعت است. این پیامی قوی برای کلیسای امروز است: اگر خدا کاری را شروع کند، موانع پایان‌دهنده‌ی آن نیستند، بلکه فرصتی برای آزمون ایمان‌اند.

در طول ساخت دیوار، نِحِمیا نشان داد که باید «با یک دست کار کرد و با دست دیگر شمشیر داشت». این تصویر قوی، نمونه‌ای است از زندگی متعادل شاگرد مسیح: هم کار، هم دعا، هم تلاش، هم مراقبت. کلیسا در دنیای امروز نیز باید همین دوگانه‌ی ضروری را یاد بگیرد؛ نمی‌توان فقط با یک بعد از زندگی روحانی حرکت کرد. اگر فقط دعا کنیم و عمل نکنیم، دچار سستی می‌شویم. اگر فقط عمل کنیم و دعا را ترک کنیم، گرفتار غرور یا فرسودگی می‌شویم.

نِحِمیا فقط به ساخت دیوارها بسنده نکرد. پس از پایان پروژه عمرانی، او با دقت به وضعیت روحانی قوم پرداخت. او کاتبان و لاویان را دعوت کرد تا کتاب شریعت را بخوانند، مردم را به توبه فراخواند و اصلاحات اجتماعی و عبادی را پیاده کرد. این بخش شاید مهم‌ترین بخش خدمت اوست. کلیسا نیز نباید فقط به «ساختار» فکر کند—ساختمان، برنامه، بودجه، تعداد اعضا—بلکه باید قلب و روح جماعت را نیز بسازد. بدون بازسازی ایمان و اصلاح قلب‌ها، هیچ دیواری پایدار نخواهد ماند.

در پایان خدمتش، نِحِمیا با چالش‌هایی جدید روبه‌رو شد: فساد در کاهنان، سوءاستفاده از بیت‌المال، بی‌احترامی به روز سبت، و ازدواج‌های مختلط با اقوام بت‌پرست. او با قاطعیت و غصه، اما بدون ترس ایستاد و دوباره قوم را به وفاداری بازگرداند. این پیام قوی برای کلیسای امروز است که اصلاح یک‌باره اتفاق نمی‌افتد. حفظ تقدس، تداوم می‌طلبد. کلیسا باید در برابر فرسایش آرامِ گناه، بیدار و مقاوم بماند.

نِحِمیا مرد دعا، تدبیر، و پایداری بود. کلیسا در قرن بیست‌ویکم با چالش‌های بیرونی و درونی فراوانی روبه‌روست. از سکولاریسم تا فساد اخلاقی، از ضعف رهبری تا تفرقه درون کلیسا. نِحِمیا یادآور می‌شود که اگر دل‌هایی برای خدا بسوزد، دعاهایی صادقانه بلند شود، و قدم‌هایی شجاعانه برداشته شود، خدا هنوز می‌سازد، اصلاح می‌کند و قومش را بیدار می‌سازد. نِحِمیا فقط داستان گذشته نیست؛ صدایی است برای امروز کلیسا، دعوتی برای برخاستن، ایستادن، ساختن، و قدوس ماندن.

دیدگاه

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟