علی ضرغامی
در میان چهرههای برجسته و پرصدای عهد عتیق، گاه صدایی آرام و فروتن از گوشه تاریخ شنیده میشود؛ شخصی که نه پیامبر بود، نه پادشاه، نه کاهن، اما با قلمی در دست و قلبی وفادار، صدای خدا را برای نسلهای بعد حفظ کرد. باروک بن نریا، منشی وفادار و دوست نزدیک ارمیا نبی، یکی از این چهرههای گمنام اما عمیقاً اثرگذار است.
باروک که بود؟
باروک از خاندان نریا، یکی از خاندانهای کاهنی، بود. او بهعنوان منشی ارمیا، مأموریت داشت پیامهای الهی را که ارمیا از طرف خدا دریافت میکرد، با دقت بنویسد و برای مردم و رهبران یهود بخواند (ارمیا ۳۶). زمانی که ارمیا در زندان بود یا در خفا میزیست، باروک نقشی کلیدی در انتقال پیامهای الهی ایفا میکرد. او نهتنها کاتب بود، بلکه شریک رنجها، ترسها، و خطرات ارمیا شد.
باروک در خطر و تعقیب
در زمانی که پیامبران دروغین محبوب بودند و هر کس سخن از داوری میگفت، متهم به خیانت میشد، باروک با شهامت پیام قضاوت الهی را بلند میخواند. هنگامی که پادشاه یهودا، نوار پیام ارمیا را پاره کرد و در آتش انداخت، باروک آن را دوباره نوشت (ارمیا ۳۶:۲۷–۳۲). این کار نهتنها شجاعت بلکه تعهد بیچونوچرای او را به مأموریتی نشان میدهد که شاید هرگز با نام خودش ثبت نمیشد.
شکایت و دل شکستگی باروک
در فصل ۴۵ کتاب ارمیا، شکایت باروک ثبت شده است. او خسته و دلشکسته است، از اینکه چرا در میان اینهمه نابودی و تباهی باید خدمت کند و چرا برای او نصیبی از رفاه یا افتخار نیست:
«و تو، ای باروک، گفتی: وای بر من! زیرا که خداوند بر درد من غم افزوده است؛ من از ناله خود خسته شدهام و آرامی نمییابم.» (ارمیا ۴۵:۳)
پاسخ خداوند به او آموزنده است:
«و تو طالب کارهای بزرگ برای خود مباش! آنها را طلب منما، زیرا که اینک من بلا بر هر بشر خواهم آورد، اما جان تو را در هر جایی که بروی، به غنیمت به تو خواهم بخشید.» (ارمیا ۴۵:۵)
پیامهای امروز برای ما
داستان باروک پیامهای قدرتمندی برای زمان ما دارد، بهویژه برای کسانی که در شرایط تبعید، طردشدگی، یا خدمتی بینام و نشان به سر میبرند:
- خدمت در سایه، اما نزد خدا مهم: باروک هیچگاه به عنوان پیامبر خوانده نشد، اما او کلام پیامبر را حفظ کرد. بسیاری از ما شاید در موقعیتی قرار نگیریم که دیده شویم، اما خدمت ما در نگاه خداوند بیارزش نیست.
- وفاداری در سختیها: در جهانی که دنبال موفقیت و شهرت است، باروک یادآور میشود که وفاداری در زمان سقوط، شاید والاترین نوع خدمت باشد.
- دوری از جاهطلبی شخصی: خداوند به باروک گفت که «طالب کارهای بزرگ برای خود مباش». این سخنی است که امروز هم بسیار پرمفهوم است، در دورانی که بسیاری خدمت الهی را با جاهطلبی شخصی میآمیزند.
- نجات جان، نه مقام و موقعیت: خدا به باروک وعده نجات جانش را داد، نه رفاه دنیوی. این دیدگاه الهیاتی چالشی است برای فرهنگی که نجات را در رفاه و موفقیت میبیند.
- تبعید، نه دوری از خدا: مانند باروک و ارمیا، بسیاری از ما در جغرافیای جدیدی زندگی میکنیم، شاید دور از خانه و سرزمین مادری. اما همانجا، خدا مأموریت جدیدی برای ما دارد و صدای ما را همچنان میشنود.
نتیجهگیری
باروک نماد خادمی است که در سکوت، با فداکاری، و در کنار پیامبر، رسالت خود را انجام میدهد. او شاید برای بسیاری ناشناخته بماند، اما در تاریخ مقدس، نقش او چون سنگی کوچک است که موجی عظیم بهوجود آورد.
در دنیایی که فریادها بلند است، باروک یادآور میشود که صدای آرام وفاداری، حتی اگر گمنام باشد، در پادشاهی خدا خاموش نمیماند.
بیان دیدگاه