علی ضرغامی
در آموزههای عیسی مسیح، یکی از عجیبترین و چالشبرانگیزترین جملات، عبارت «اولینها آخرین خواهند شد و آخرینها اولین» است. این گفته که در متی ۱۹:۳۰، ۲۰:۱۶ و جاهای دیگر تکرار میشود، همچون کلیدی برای درک پادشاهی خدا عمل میکند؛ پادشاهیای که از نظر ترتیب، ارزشگذاری، و منطق، کاملاً با ساختارهای دنیوی وارونه است. برای فهم دقیقتر این حقیقت، نگاه عمیقتری به مَثَل کارگران تاکستان در متی فصل ۲۰ خواهیم داشت و از آن، اصولی کاربردی برای امروز استخراج خواهیم کرد.
عیسی این مثل را پس از گفتوگویی مهم با پطرس بیان میکند. پطرس، پس از شنیدن اینکه ثروتمندان بهسختی وارد ملکوت خدا میشوند، میپرسد: «ما که همهچیز را ترک کردهایم و از پی تو آمدهایم، پس برای ما چه خواهد بود؟» (متی ۱۹:۲۷). این پرسش، در ظاهر طبیعی بهنظر میرسد، اما لحن و زمینه آن نشان میدهد که ذهن پطرس هنوز تحت تأثیر منطق دنیا و انتظار پاداش متناسب با تلاش است. عیسی برای پاسخ، مَثَلی نقل میکند که نظم رایج دنیای انسانی را به چالش میکشد.
در مَثَل کارگران تاکستان، صاحبخانهای صبح زود عدهای کارگر استخدام میکند و با آنها بر سر یک دینار مزد توافق میکند. سپس در ساعت سوم، ششم، نهم و حتی یازدهم نیز کارگرانی دیگر را به تاکستان خود میفرستد. در پایان روز، او به همه همان مقدار مزد میدهد – حتی به کسانی که فقط یک ساعت کار کردهاند. طبیعی است که کارگران صبح زود اعتراض کنند و بگویند: «اینها که کمتر کار کردهاند، با ما برابر شدند!» اما پاسخ صاحب تاکستان ساده است: «آیا من با تو آنچه قرار گذاشتیم را نپرداختم؟ آیا حسود شدهای چون من نیکوکارم؟»
این مثل، نهتنها عدالت رایج دنیوی را وارونه میکند، بلکه درک ما از شایستگی، استحقاق و پاداش را متزلزل میسازد. در دنیای ما، بیشتر تلاش = مزد بیشتر. اما در پادشاهی خدا، پاداش نه بر اساس طول زمان خدمت یا شدت تلاش، بلکه بر اساس فیض است. پادشاهی خدا ساختاری دارد که در آن، عدالت با فیض درهم تنیده شده است، و منطق آن بر پایه شایستگی انسانی نیست بلکه بر پایه سخاوت الهی استوار است.
عبارت کلیدی «اولینها آخرین خواهند شد و آخرینها اولین» نهتنها نتیجه مَثَل است بلکه بیانگر منطق کلی ملکوت خداست. در این پادشاهی، ملاک صعود نه قدرت، ثروت یا تلاش انسانی، بلکه فروتنی، توکل، و پذیرش فیض خداست. عیسی در جاهای دیگر نیز همین منطق وارونه را آشکار میسازد: بزرگترین باید خادم همه باشد (متی ۲۳:۱۱)، هر که خود را فروتن سازد، سرافراز خواهد شد (لوقا ۱۴:۱۱)، و آنکه جان خود را از دست بدهد، آن را خواهد یافت (متی ۱۶:۲۵).
این الگو را میتوان در سراسر زندگی و تعلیمات مسیح مشاهده کرد. او، خدای مجسم، نه در قصر یا کاخ سلطنتی، بلکه در آخور زاده شد. نه با لشکر و شمشیر، بلکه با صلح و خدمت آمد. او که بر آسمانها حکومت داشت، زانوی فروتنی بر زمین زد و پای شاگردانش را شست. او که بیگناه بود، بر صلیب مرد؛ تا آنانی که گناهکار بودند حیات جاودان یابند. در پادشاهی او، ضعیفان عزیزند، فراموششدگان مورد محبت، گناهکاران بخشیده شده، و مردگان زنده میشوند.
اگر بخواهیم این آموزه را در زندگی امروز بهکار بگیریم، باید بپذیریم که نگاه خدا به انسان با نگاه دنیا متفاوت است. در دنیایی که بر اساس عملکرد، موقعیت، ظواهر، و امتیاز قضاوت میکند، ملکوت خدا بر اساس قلب انسان، تواضع، و پاسخ او به دعوت فیض عمل میکند. در کلیسا، در خدمت، در خانواده و در زندگی شخصی، معیارهای «اولی» بودن نباید وابسته به عنوان، محبوبیت یا قدرت باشد. بلکه آنکه بیش از همه خدمت میکند، بیشتر میبخشد، فروتنتر است و کمتر به دنبال دیدهشدن است، نزد خدا بزرگتر است – حتی اگر از نظر دیگران «آخر» به حساب بیاید.
این آموزه همچنین زنگ هشداری است علیه روحیهی استحقاقطلبی در ایمان. کسی که از آغاز عمر ایمانی خود در خدمت خداست، نباید خود را شایستهتر از کسی بداند که در آخرین لحظات حیات توبه میکند. نجات، پاداش، و محبت خدا بر اساس فیض است – نه زمان، میزان، یا سابقه.
در نهایت، دعوت این مَثَل و این آموزه برای ما این است که چشم خود را از مقایسه، رتبهبندی، و امتیاز برداریم و به سوی خداوندی نگاه کنیم که «به هر کس آنچنان که بخواهد» میبخشد، نه بر اساس آنچه انسانها مستحقاند، بلکه بر پایهی دل کریم و پدرانهاش. ما دعوت شدهایم تا در این پادشاهی وارونه، نه با غرور، بلکه با فروتنی وارد شویم؛ نه با مطالبهگری، بلکه با شکرگزاری؛ نه با ترس از عقبماندن، بلکه با اعتماد به نیکویی بیقید و شرط خدا.
زیستن در پادشاهی خدا یعنی پذیرش این واقعیت که «آخرها اول خواهند شد». و شاید، دقیقاً وقتی که احساس کردیم هیچ دیده نمیشویم، هیچ ارزشی نداریم، یا آخر خط هستیم، همان لحظهای باشد که خدا ما را مقدم میشمارد – نه بهخاطر آنچه کردهایم، بلکه چون او خداست، و پادشاهی او، وارونه از پادشاهی این جهان است.
بیان دیدگاه