علی ضرغامی
در باب دوم انجیل یوحنا، ماجرایی شرح داده شده است که مفهومی روحانی و عمیق را در خود جای داده است. در زمان عید پسح، یهودیان از راههای دور و نزدیک به اورشلیم میآمدند تا در این عید مهم شرکت کنند. این گردهمایی عظیم فرصتی برای عبادت و قربانی فراهم میکرد، اما همزمان شرایطی ایجاد میشد که تجارت و سودجویی در صحن معبد رخنه میکرد.
در این ماجرا، عیسی را میبینیم که وارد صحن معبد شده و با خشونت عجیب و جدی با صرافان و تجاری که در صحن فعالیت میکردند برخورد میکند. بسیاری از ما تصویری از خداوند در ذهن خود داریم که سراسر محبت است، لبخندی بر لب دارد و هر گناهی که ما مرتکب میشویم به راحتی میبخشد و نادیده میگیرد. این تصویر، تصویری مهربان و بیتفاوت نسبت به گناه است که با واقعیت صحنه در معبد تفاوت آشکار دارد.
اتفاقی که در اینجا رخ میدهد این است که یهودیانی که از سراسر دنیای باستان برای شرکت در عید پسح به اورشلیم میآمدند، مجبور بودند حیوانی بیعیب برای قربانی تهیه کنند. در صحن بیرونی معبد، کسانی بودند که حیواناتی که برای قربانی مناسب بودند را به چند برابر قیمت میفروختند و زائران نیز مجبور به خرید آنها میشدند. علاوه بر این، پول قابل قبول برای خرید حیوانات فقط پول یهودی بود و نه سکههای خارجی مانند سکههای روم که تصویر قیصر بر آن نقش بسته بود، بنابراین صرافان نیز از این فرصت برای سودجویی استفاده میکردند و مردم را سرکیسه میکردند. پس در صحن معبد مقدس، نوعی گناه جریان داشت.
برخورد قاطع و جدی عیسی در صحن معبد با صرافان و تجار، نکات روحانی عمیقی برای ایمانداران دارد. نکته اول اینکه ، خداوند، گرچه محبت است، در عین حال قدوس و عدالتمند نیز میباشد. او گناه را برنمیتابد و در برابر آن کاملاً جدی است، و با برخورد قاطع و تأدیبکننده، گناه را تنبیه میکند. نکته دوم اینکه این واقعیت در مکان مقدسی مانند صحن معبد، اهمیت و شدت بیشتری پیدا میکند.
پس ما بهعنوان ایمانداران، باید بدانیم که بدن و روح ما معبد روحالقدس هستند. اگر در گناه زندگی کنیم، اگر گناه در زندگی ما جاری باشد، با تنبیه و تأدیب خداوند مواجه خواهیم شد. بنابراین شناخت درست شخصیت خداوند ضروری است و ایماندار نمیتواند تصور کند که «این بدن مال من است و هر کاری بخواهم انجام میدهم و خداوند هم حتماً مرا خواهد بخشید».
زندگی کردن در گناه باعث میشود خشم و تأدیب خداوند بر ما نازل شود، زیرا او گرچه محبت است، اما قدوس و عادل نیز هست. قدوسیت خداوند گناه را برنمیتابد و عدالت او آن را بیپاسخ نمیگذارد. این ترکیب محبت، قدوسیت و عدالت، تصویری جامع از خداوند ارائه میدهد که همواره باید در زندگی ایمانداران مورد تأمل قرار گیرد.
در نهایت، ماجرای پاکسازی معبد در یوحنا ۲ نه تنها یک رویداد تاریخی و مذهبی است، بلکه درس عمیق روحانی و الهیاتی درباره رابطه خداوند با گناه، تقدس و عدالت در زندگی ایمانداران ارائه میدهد. این داستان ما را فرا میخواند تا زندگی خود را همچون معبدی پاک نگه داریم و همواره در مسیر عدالت و قدوسیت خداوند گام برداریم.
نظر شما در مورد این نوشته چیست؟