علی ضرغامی
الهیات کتابمقدسی، وقایع آخرالزمانی یا همان «اسخاتولوژی»، جایگاهی برجسته و بنیادین دارد. این بخش از الهیات به امور نهایی تاریخ بشریت و تحقق کامل نقشه نجات خداوند برای خلقت میپردازد. از منظر کتاب مقدس، آخرالزمان تنها به پایان دنیا یا وقایع ترسناک محدود نمیشود، بلکه مرحلهای است که در آن وعدههای خدا درباره داوری نهایی، بازگشت مسیح، رستاخیز مردگان، برقراری عدالت، و آفرینش آسمان و زمین جدید به تحقق میرسد.
در عهد جدید، محور اصلی آموزههای آخرالزمانی شخص عیسی مسیح است؛ همانکه نخستین بار آمد تا نجات را فراهم سازد و در بازگشت دوم خود، این نجات را بهطور کامل آشکار خواهد کرد. از دید الهیات کتابمقدسی، عصر حاضر دورهای است میان دو آمدن مسیح: نخستین آمدن او که آغاز ملکوت خدا را رقم زد، و بازگشت دوم او که به کمال این ملکوت خواهد انجامید. این بازه زمانی که در آن کلیسا زندگی میکند، با انتظار و امید نسبت به بازگشت او مشخص میشود.
عیسی خود درباره علائم و نشانههای آخرالزمان سخن گفته است. در انجیل متی فصل ۲۴، او به شاگردانش درباره جنگها، قحطیها، زلزلهها، جفاها، ظهور انبیای کاذب، و افزایش بیقانونی هشدار میدهد. اما در همان حال تأکید میکند که اینها تنها آغاز دردهای زایماناند و هنوز پایان نیامده است. او وعده میدهد که انجیل ملکوت در تمام جهان موعظه خواهد شد و سپس پایان فرا خواهد رسید.
یکی از نقاط اوج الهیات اسخاتولوژیکی، آموزه بازگشت دوم مسیح است. در اعمال رسولان فصل ۱، فرشتگان به شاگردان میگویند که همانطور که عیسی به آسمان رفت، به همان شکل نیز باز خواهد گشت. این بازگشت با شکوه، قابل دیدن، و عمومی خواهد بود. پولس رسول در اول تسالونیکیان فصل ۴ توضیح میدهد که در بازگشت مسیح، مردگان در مسیح خواهند برخاست، و مؤمنان زنده دگرگون شده، با او در ابرها ملاقات خواهند کرد. این رخداد با صدای مهیب، بانگ رئیس فرشتگان و شیپور خدا همراه خواهد بود.
پس از بازگشت مسیح، داوری نهایی بر همه بشریت انجام میشود. در مکاشفه فصل ۲۰، از تخت سفید عظیم داوری سخن گفته میشود که در آن همه مردگان – چه بزرگ و چه کوچک – بر اساس اعمالشان داوری میشوند. کسانی که نامشان در دفتر حیات نوشته نشده، به دریاچه آتش افکنده میشوند که این مرگ دوم است. اما ایمانداران وارد حیات جاودان میشوند.
مفهوم «هزار سال» (ملنیوم) در مکاشفه فصل ۲۰ از نقاط بحثبرانگیز در الهیات آخرالزمانی است. سه دیدگاه عمده در اینباره وجود دارد: پیشهزارهگرایی که معتقد است بازگشت مسیح پیش از سلطنت هزار سالهاش خواهد بود؛ پسهزارهگرایی که میگوید مسیح پس از یک دوره موفقیتآمیز برای کلیسا بازخواهد گشت؛ و بیهزارهگرایی که هزار سال را نمادین دانسته و سلطنت روحانی مسیح از هماکنون را مد نظر دارد. صرفنظر از اختلافات تفسیری، همه این دیدگاهها بر یک اصل بنیادی تأکید دارند: بازگشت مسیح، داوری نهایی، و برقراری پادشاهی جاودان خدا.
در پایان، کتاب مقدس با چشماندازی پرشکوه از آفرینش نوین بسته میشود. در مکاشفه فصل ۲۱ و ۲۲، یوحنا رؤیای آسمان جدید و زمین جدید را میبیند. خدا سکونت خود را با انسان برقرار میکند، اشکها پاک میشود، مرگ دیگر نخواهد بود، و همه چیز نو خواهد شد. این نه فقط پایان تاریخ بشری بلکه تحقق کامل وعدههای خداوند و آغاز ابدیت با اوست.
الهیات کتابمقدسی با رویکردی پر از امید به آخرالزمان مینگرد. برای ایمانداران، این پایان نه ترسناک، بلکه تحقق امیدی است که در تمام زندگی مسیحی بر آن استوار هستند: ملاقات با خدا، رهایی کامل از گناه و مرگ، و ورود به جلالی که برایشان آماده شده است. این انتظار، ایماندار را به زیست در قداست، وفاداری، و مأموریت بشارتی تشویق میکند، زیرا او میداند که خدا در نهایت، همه چیز را نو خواهد ساخت.
بیان دیدگاه