علی ضرغامی
حضور گستردهی تصاویر، نقاشیها، آیکونها و مجسمهها در کلیساهای کاتولیک و ارتودوکس یکی از جنبههای مهم و مشخص سنتهای عبادی و زیباییشناختی این دو شاخهی اصلی مسیحیت تاریخی است که همواره مورد توجه، و گاه انتقاد، مذاهبی چون پروتستانیسم قرار گرفته است. برای درک چرایی استفادهی گسترده از این اشکال تصویری در این کلیساها، لازم است نگاهی عمیقتر به ریشههای تاریخی، الهیاتی، فرهنگی و معنوی این سنتها انداخته شود.
در وهلهی نخست، باید به این نکته توجه داشت که کلیساهای کاتولیک رومی و ارتودوکس شرقی به شدت بر تجسم عینی و حسی ایمان تأکید دارند. این سنتها ایمان را صرفاً تجربهای ذهنی یا انتزاعی نمیدانند، بلکه آن را واقعیتی تجسمیافته، جسمانی و قابل لمس میدانند که در اعمال عبادی، نشانهها، آیینها و تصاویر به عینیت میرسد. در این منظر، تجسد کلمهی الهی در شخص عیسی مسیح ـ که بهعنوان تجسد خدا در تاریخ در نظر گرفته میشود ـ مبنای اصلی مشروعیت بخشیدن به هنر تصویری در پرستش و آموزش مسیحی است. وقتی خدا در قالب انسان ظاهر شده و در تاریخ و ماده حضور یافته، دیگر نمیتوان تصویر را امری صرفاً دنیوی یا ناپاک دانست. بلکه تصویر، در نگاه مسیحیت سنتی، میتواند واسطهای برای رسیدن به خدا باشد، همانطور که مسیح خود واسطهای است بین انسان و خدای نامرئی.
در کلیسای ارتودوکس، سنت استفاده از آیکونها (آیکونوگرافی) ریشهای عمیق دارد که به قرون اولیهی مسیحیت بازمیگردد. این تصاویر معمولاً چهرهی مسیح، مریم مقدس، قدیسان و وقایع مهم کتاب مقدس را به شیوهای نمادین و معنوی به تصویر میکشند. ارتودوکسها بر این باورند که آیکون نه تنها یک تصویر دینی است، بلکه به مثابهی پنجرهای به عالم الهی عمل میکند. در واقع، آیکونها برای پرستش مستقیم تصویر یا مادهی بهکاررفته در آنها استفاده نمیشوند، بلکه از طریق احترام و تعظیم به آنها، روح مؤمن به حضور آسمانی آنچه تصویر مینمایاند، ارتقا مییابد. از این رو، آیکونها بخشی جدانشدنی از عبادت و نیایش ارتودوکس هستند و از آنها برای دعا، مراقبه، تعلیم ایمان و مشارکت در رازهای مقدس استفاده میشود.
در کلیسای کاتولیک نیز نقاشیها، مجسمهها و آثار هنری مذهبی نقش محوری در عبادت و معنویت دارند. در قرون وسطی، بسیاری از افراد بیسواد بودند و به همین دلیل، تصاویر ابزار مهمی برای آموزش اصول مسیحیت و داستانهای کتاب مقدس محسوب میشدند. کلیساها مانند کتابهای مصور بزرگ برای مردم عمل میکردند. هر تصویر یا مجسمه میتوانست داستانی از کتاب مقدس یا زندگی قدیسان را بازگو کند و بدین ترتیب مفاهیم الهیاتی و اخلاقی را به زبانی بصری منتقل کند. افزون بر این، استفاده از هنر تصویری در کاتولیسیزم همواره با روحیهی تجلیل از زیبایی خداوند و آفرینش او همراه بوده است. در این نگاه، زیبایی هنری تجلی شکوه الهی و دعوتی به پرستش و شگفتی در برابر عظمت خداوند است. کلیساها، با شیشههای رنگین، سقفهای نقاشیشده و مجسمههای ظریف، فضایی فراهم میکردند که مؤمن در آن احساس ورود به قلمرو ملکوتی را تجربه کند.
باید به این نکته نیز توجه داشت که استفاده از تصاویر و مجسمهها در این کلیساها با آموزهی «احترام» (veneration) و نه «پرستش» (worship) همراه است. پرستش فقط مختص خداست، اما احترام و تجلیل از قدیسان و شمایلهای مقدس به عنوان واسطههای دعا و الگوهای ایمان در زندگی مسیحی مجاز و رایج است. این تمایز مهمی است که کلیساهای سنتی بارها در برابر انتقاداتی که آنها را به بتپرستی متهم کردهاند، مطرح کردهاند. شورای دوم نیقیه در سال ۷۸۷ میلادی به طور رسمی استفاده از آیکونها را در برابر بدعت آیکونوکلاستی (شکستن تصاویر) تأیید کرد و اعلام داشت که احترام به تصاویر از نوع پرستش نیست، بلکه حرکتی است که از اصل تجسد الهی ریشه میگیرد.
از دیدگاه فرهنگی و تاریخی نیز باید دانست که هنر مذهبی همواره بستری برای حفظ، تداوم و انتقال سنتهای مسیحی در بسترهای متنوع جغرافیایی و زمانی بوده است. در حالی که سنتهای پروتستانی به ویژه در قرن شانزدهم و هفدهم به پاکسازی کلیساها از تصاویر و تزئینات اقدام کردند و تأکید خود را بر سادگی عبادت و تمرکز بر کلام الهی گذاشتند، کلیساهای کاتولیک و ارتودوکس راه دیگری را برگزیدند و هنر را نه مزاحم ایمان، بلکه خادم ایمان دانستند. این تفاوت نگرش ناشی از الهیات متفاوت آنها درباره رابطهی ماده و روح، و نیز تفاوت در نوع فهم و تجربهی پرستش است.
در پایان، میتوان گفت که حضور گستردهی نقاشیها، آیکونها و مجسمهها در کلیساهای کاتولیک و ارتودوکس نهتنها ریشه در سنت و تاریخ دارند، بلکه جلوهای از دیدگاه خاص این شاخههای مسیحیت نسبت به زیبایی، تجسد، قدوسیت و رابطهی میان عالم مادی و عالم روحانی هستند. این تصاویر ابزاری برای تعلیم، پرستش، ارتباط معنوی، و تجلیل از تجسد خداوند در مسیحاند و از این رو، در بستر سنتی و معنوی خود جایگاهی ژرف و پرمعنا دارند.
بیان دیدگاه