علی ضرغامی
در طول تاریخ، انسان همواره علاقهمند به کشف آینده و ارتباط با جهان نادیده بوده است. از جمله ابزارهایی که در فرهنگهای مختلف برای این منظور به کار گرفته شده، میتوان به فالگیری، جادوگری، احضار ارواح، و دعانویسی اشاره کرد. این اعمال نهتنها در ادیان شرقی، بلکه در جوامع غربی نیز سابقهای کهن دارند. اما کتاب مقدس، بهعنوان متنی الهی و معیار ایمان و عمل در مسیحیت، چه نگاهی به این اعمال دارد؟ آیا این اقدامات صرفاً بیضرر یا ناشی از کنجکاوی انسانی هستند؟ یا پیامی جدیتر و عمیقتر در پس آنها نهفته است؟
۱. ممنوعیت صریح در عهد عتیق
در عهد عتیق، خداوند بارها و بهصراحت اعمالی مانند جادوگری، احضار ارواح و فالگیری را محکوم میکند و آنها را گناهی جدی میشمارد.
«در میان تو کسی یافت نشود که پسر یا دختر خود را از آتش بگذراند، یا فالگیر، جادوگر، افسونگر، سحرکننده، جنگیر، جادوگر یا کسی که از مردگان سؤال کند؛ زیرا هرکه چنین کند، نزد یهوه مکروه است.» (تثنیه ۱۸: ۱۰–۱۲)
این آیات به روشنی نشان میدهند که قوم خدا باید با اعمال غیبی و تماس با ارواح، هرچند به ظاهر معنوی یا سودمند، فاصله بگیرند. این ممنوعیت از این واقعیت ناشی میشود که سرچشمه این اعمال، روحالقدس نیست بلکه ارواح ناپاک و نیروهای تاریکی هستند.
۲. جدا کردن صدای خدا از صدای جهان ارواح
در کتاب اشعیا آمده است:
«و چون به شما گویند که: «از احضارکنندگان ارواح و جادوگران مشورت بطلبید»، بگویید: آیا قوم از خدای خود مشورت نخواهد طلبید؟ آیا از مردگان برای زندگان سؤال میشود؟» (اشعیا ۸: ۱۹)
اینجا خداوند به روشنی میفرماید که جایگزین کردن صدای خدای زنده با صدای ارواح مردگان نهتنها خطاست، بلکه بیحرمتی به رابطه انسان با خداست. در واقع، فالگیری و جادوگری تلاشی است برای دریافت هدایت و دانایی خارج از منشأ الهی، و این نوع کنجکاوی، نوعی بتپرستی مدرن به شمار میآید.
۳. نمونهای تاریخی: شائول و احضار روح سموئیل
در اول سموئیل باب ۲۸، پادشاه شائول در یأس و ترس از جنگ با فلسطینیان، به جای بازگشت به خدا، به زن احضارکننده ارواح در عیندور مراجعه میکند و از او میخواهد که روح سموئیل نبی را احضار کند. نتیجه این کار نه هدایت، بلکه پیشگویی نابودی او بود.
«چون شائول، صدای سموئیل را شنید، به رو درافتاده، بر زمین سجده کرد… و سموئیل گفت: «چرا مرا مضطرب ساختی تا برآیم؟»» (اول سموئیل ۲۸: ۱۴–۱۵)
این روایت نمونهای قوی از پیامدهای وخیم اینگونه اعمال است. شائول، به جای توبه، به منابع شیطانی متوسل شد و نتیجهاش سقوط و مرگ او شد.
۴. دیدگاه عهد جدید: مواجهه عیسی و رسولان با نیروهای تاریکی
در عهد جدید، بارها عیسی مسیح و رسولان با ارواح ناپاک و نیروهای شیطانی روبهرو میشوند و با اقتدار الهی آنها را بیرون میکنند. این نشان میدهد که جهان ارواح واقعیت دارد، اما سلطه و اقتدار در دست خدا و نه در دست انسان است.
در اعمال رسولان باب ۱۶، پولُس رسول با دختری که روح فالگیری داشت روبهرو میشود:
«دختری که روح غیبگویی داشت و برای آقایان خود از فالگویی سود بسیار میآورد، پیوسته دنبال پولُس و تیموتاؤس میرفت… پولُس به روح گفت: «به نام عیسی مسیح، تو را امر میکنم که از او بیرون آیی!»» (اعمال ۱۶: ۱۶–۱۸)
اینجا مشخص میشود که فالگیری میتواند متأثر از حضور روح ناپاک باشد، و نجات از این حالت فقط از طریق نام مسیح و قدرت روحالقدس ممکن است.
۵. فالگیری و جادوگری در برابر پیام صلیب
در غلاطیان باب ۵، پولُس جادوگری (sorcery) را جزو اعمال جسمانی میداند:
«و اعمال جسمانی آشکار است: زنا، ناپاکی، دشمنی، جادوگری، دشمنی، حسد… و کسانی که چنین کنند، وارث ملکوت خدا نخواهند شد.» (غلاطیان ۵: ۱۹–۲۱)
همچنین در مکاشفه، جادوگران در کنار زناکاران و قاتلان و دروغگویان، خارج از ملکوت معرفی میشوند (مکاشفه ۲۲: ۱۵). این یعنی این اعمال نه تنها گناهند، بلکه مانع مشارکت با خدا و ورود به حیات جاودان هستند.
۶. فالگیری و دعانویسی: دروازهای به تاریکی و اسارت روحی
از منظر روحانی، این اعمال، نوعی باز کردن دروازه به نیروهای تاریکی است. شخصی که با کنجکاوی به دعانویس، جنگیر، یا احضار ارواح مراجعه میکند، در واقع در را به روی ارواح ناپاک باز میکند و بهصورت ناخواسته وارد نوعی اسارت روحی میشود.
کتاب مقدس انسان را دعوت میکند که بهجای این امور، به خداوند اعتماد کند:
«توکل به یهوه کن و به عقل خویش تکیه مکن؛ در همه راههای خود او را بشناس، و او طریقهایت را راست خواهد گردانید.» (امثال ۳: ۵–۶)
۷. مسیحیت حقیقی و آزادی در مسیح
کسانی که پیشتر درگیر این اعمال بودهاند، میتوانند با توبه صادقانه و ایمان به مسیح، کاملاً آزاد شوند:
«اگر پسر شما را آزاد کند، در حقیقت آزاد خواهید بود.» (یوحنا ۸: ۳۶)
در اعمال باب ۱۹، وقتی بسیاری از مردم افسُس ایمان آوردند، کتب جادوگری خود را آوردند و در برابر همگان سوزاندند (اعمال ۱۹: ۱۹). این یک نمونه واقعی از توبه و رهایی از وابستگیهای روحی است.
نتیجهگیری
فالگیری، دعانویسی، احضار ارواح و علوم غیبی ممکن است در نگاه اول بیضرر یا حتی راهی برای یافتن پاسخ باشند، اما از نگاه کتاب مقدس، این اعمال ابزاری برای انحراف انسان از خدا و وابستگی به نیروهای تاریکی هستند. خداوند نهتنها این اعمال را مکروه میداند، بلکه خواهان اعتماد کامل ما به او، و هدایت از طریق روحالقدس، کلام خدا و مشاوره ایمانداران است.
ایمان مسیحی ما را به حقیقت، نور و آزادی دعوت میکند، نه به اسرار تاریکی و فریب. در مسیح، تمام پاسخهایی که نیاز داریم یافت میشود، و هر راهی غیر از او، در نهایت به سرگردانی، اسارت و نابودی روح انسان ختم میشود.
بیان دیدگاه