علی ضرغامی
عشای ربانی که در زبان یونانی به آن «یخارستیا» (شکرگزاری) و در زبان لاتین به آن «Eucharistia» گفته میشود، یکی از مقدسترین و مرکزیترین آیینهای ایمان مسیحی در سراسر جهان است. این آیین یادآور شام آخر مسیح با شاگردانش در شب پیش از مصلوب شدن است، زمانی که او نان را شکست و گفت: «این است بدن من»، و جام را بلند کرد و گفت: «این است خون من، عهد جدید». گرچه این آیین در تمام سنتهای مسیحی برگزار میشود، اما معنا، شیوه اجرا، و نگرش الهیاتی به آن در سه شاخه بزرگ مسیحیت—کاتولیک، ارتودوکس، و پروتستان—با تفاوتهای اساسی همراه است.
در کلیسای کاتولیک، عشای ربانی نه فقط یک آیین یادبود، بلکه «قربانی واقعی» است. بر اساس آموزه «تبدیل جوهری» (Transubstantiation)، نان و شراب در هنگام تقدیس توسط کشیش، بهطور واقعی به بدن و خون مسیح تبدیل میشوند، هرچند ظاهر مادی آنها بدون تغییر باقی میماند. این تغییر نه نمادین بلکه حقیقی تلقی میشود. در این دیدگاه، مسیح در هر عشای ربانی بهصورت غیرخونین، ولی واقعی، خود را قربانی میکند و کلیسا با او در این قربانی شریک میشود. بنابراین، عشای ربانی همزمان یک راز مقدس، یک وعده برکت، و یک پیوند زنده با قربانی صلیب است. حضور واقعی مسیح در عناصر عشای ربانی برای کلیسای کاتولیک امری قطعی و بنیادین است، به طوری که نان مقدس در ظرف مخصوص (تَبَرخانه) نگهداری میشود و موضوع عبادت (پرستش) قرار میگیرد.
در سنت ارتودوکس شرقی نیز عشای ربانی جایگاه بسیار بلندی دارد و همانند کلیسای کاتولیک، حضور واقعی مسیح در نان و شراب باور اساسی است. با این حال، کلیسای ارتودوکس از اصطلاح «تبدیل جوهری» استفاده نمیکند و کمتر تمایل دارد فرایند این تغییر را با اصطلاحات فلسفی یا مفهومی توضیح دهد. ارتودوکسها بر رازآلود بودن این حضور تأکید دارند و آن را کاری از روحالقدس میدانند که در خلال دعاهای «استدعا» (Epiclesis) صورت میگیرد، نه صرفاً با کلمات تقدیس کشیش. در آیین ارتودوکس، تأکید بر بعد رازآلود، جمعی و پرستشی عشای ربانی بسیار قوی است. عبادت کلیسای ارتودوکس پر از نماد، موسیقی مقدس، بخور و حرکات آئینی دقیق است که همه فضای روحانی و رازآلود عشای ربانی را تقویت میکند. در این سنت، مشارکت در عشای ربانی نیاز به آمادگی روحی، توبه و اعتراف دارد و معمولا با روزه و روزهای مشخص همراه است.
در مقابل این دو سنت، دیدگاه پروتستانی در مورد عشای ربانی تنوع بیشتری دارد و بر حسب شاخههای مختلف، از نگرش نمادین صرف تا باور به حضور روحانی متفاوت است. مارتین لوتر، بنیانگذار نهضت اصلاح دینی، بر «حضور واقعی» مسیح در نان و شراب تأکید داشت، اما نه به شکل تبدیل جوهری، بلکه به صورت «همحضوری» (Consubstantiation)، یعنی مسیح در کنار نان و شراب حضور دارد بدون آنکه جوهر ماده تغییر کند. در مقابل، اولریخ تسوینگلی دیدگاهی کاملاً نمادین ارائه کرد و معتقد بود عشای ربانی صرفاً یادآور قربانی مسیح و نشانهای از اتحاد ایمانداران است. ژان کالوَن دیدگاهی میانه اتخاذ کرد و به حضور روحانی مسیح در آیین عشای ربانی باور داشت، نه حضور فیزیکی، ولی فراتر از نماد صرف.
در کلیساهای پروتستانی امروز، عشای ربانی اغلب بهعنوان «یادبود» برگزار میشود و تمرکز بیشتر بر پیوند ایماندار با مسیح از راه ایمان و تأمل در مرگ و قیام اوست. در این دیدگاه، نیازی به کشیشی که بهطور خاص اختیار تقدیس داشته باشد وجود ندارد و هر ایمانداری که ایمان دارد، میتواند در عشای ربانی شریک شود. آیین سادهتر است، بدون نمادهای گسترده و تشریفات، و بیشتر بر تعلیم، دعا و مشارکت جمعی تمرکز دارد. در برخی کلیساهای کاریزماتیک یا انجیلمحور، عشای ربانی حتی در خانه یا گروههای خانگی نیز برگزار میشود و جنبه رسمی کمتری دارد.
فارغ از این تفاوتها، آنچه در همه شاخهها مشترک است، اهمیت مرکزی این آیین در یادآوری فدیه مسیح، تشویق به توبه، مشارکت ایمانداران در یک بدن روحانی، و تجدید عهد با خداست. اما نگاه کلیسای کاتولیک و ارتودوکس بیشتر بر تقدس عناصر و مشارکت اسرارآمیز با مسیح در قربانی متمرکز است، در حالی که سنت پروتستانی بر رابطه فردی، ایمان شخصی و یادبود بودن آیین تأکید بیشتری دارد. این تفاوتها ریشه در الهیات عمیقتر هر سنت دارند و منعکسکننده دیدگاه آنها نسبت به کلیسا، نجات، روحانیت و رازهای مقدس است. در نهایت، عشای ربانی برای همه مسیحیان یادآور عشقی است که در صلیب آشکار شد و امیدی است که به قیامت و بازگشت مسیح پیوند خورده است.
بیان دیدگاه