علی ضرغامی
یکی از بنیادیترین پرسشها در الهیات مسیحی، موضوع «گناه اولیه» و سرشت انسان از زمان تولد است. این پرسش که آیا یک نوزاد تازه متولد شده نیز گناهکار است، نه تنها ابعاد نظری و الهیاتی مهمی دارد، بلکه در عمل نیز پرسشهایی را درباره نجات، تعمید و عدالت الهی برمیانگیزد. پاسخ به این مسئله نیازمند بررسی دقیق آموزههای کتاب مقدس و سنت مسیحی است.
در الهیات کتاب مقدسی، انسان پس از سقوط در باغ عدن، نهتنها مرتکب گناه شد، بلکه ماهیت او نیز دگرگون گردید. این دگرگونی نهتنها به اعمال گناهآلود محدود نمیشود، بلکه به طبیعت انسان نیز سرایت کرده است. بر اساس آموزه «گناه اولیه» که در الهیات آگوستینی و سپس در کلیساهای کاتولیک، پروتستان و ارتودوکس پذیرفته شده، تمام انسانها، از اولین لحظه حیات، تحت تأثیر گناه سقوط قرار دارند.
پولس رسول در رساله به رومیان مینویسد: «همانطور که از راه یک انسان گناه به جهان آمد و بهواسطه گناه، مرگ آمد، و مرگ به همه انسانها سرایت کرد، زیرا همه گناه کردند» (رومیان ۵:۱۲). این آیه بهوضوح نشان میدهد که گناه آدم نخستین، تأثیر جمعی و همهجانبه بر بشریت دارد. از نگاه پولس، سقوط آدم به معنای ورود گناه و مرگ به حیات انسان است، و این سرنوشت، به نوعی تمامی فرزندان آدم را در بر میگیرد.
همچنین، در مزمور ۵۱:۵ داوود چنین اعتراف میکند: «در گناه زاییده شدم، و مادرم در گناه مرا آبستن شد.» این اعتراف شاعرانه نه به معنای گناه شخصی در رحم، بلکه بیانگر آگاهی از طبیعت آلوده و سقوطکردهای است که انسان با آن به دنیا میآید.
اما اینکه این آموزه چگونه تفسیر و به زندگی مسیحی اعمال شود، در میان شاخههای مختلف مسیحیت تفاوتهایی دارد:
کلیسای کاتولیک، تحت تأثیر سنت آگوستین، معتقد است که گناه اولیه باعث میشود نوزادان بدون فیض الهی به دنیا آیند. این گناه، اگرچه گناه ارادی نیست، اما فقدان پارسایی اولیه است که آدم از دست داد. بنابراین، تعمید نوزادان به عنوان راهی برای پاک شدن از گناه اولیه و ورود به حیات الهی ضروری تلقی میشود. تعمید، نهتنها نماد ایمان، بلکه وسیلهای واقعی برای دریافت فیض و بازگشت به مشارکت با خدا دانسته میشود.
کلیساهای پروتستان، بهویژه شاخه کالوینیستی، نیز تأکید دارند که طبیعت گناهآلود انسان از تولد با اوست. آنان معتقدند که نوزادان بدون نیاز به ارتکاب فعلی گناه، به سبب ماهیت بشری سقوطکرده، گناهکار محسوب میشوند. اما در مورد نجات نوزادانی که میمیرند، الهیدانان کالوینیست بر این باورند که خدا بنا بر مشیت نجاتبخش خویش، قادر است آنان را در فیض انتخاب الهی شامل سازد، حتی اگر تعمید نیافته باشند.
کلیسای ارتودوکس شرقی نیز به گناه اولیه اعتقاد دارد، اما تفسیر آن بیشتر بر تأثیرات مرگ، فساد و جدایی از خدا تأکید دارد تا بر گناه بهعنوان «جرم موروثی». در این دیدگاه، نوزاد با طبیعتی آسیبپذیر نسبت به گناه متولد میشود، اما مسئولیت اخلاقی و شخصی برای گناه ندارد. با این حال، تعمید نوزادان در کلیسای ارتودوکس نیز رایج است، بهمنظور پیوستن به بدن مسیح و بازسازی طبیعت انسان.
در برخی شاخههای انجیلی یا دیدگاههای آرمینیوسی، دیدگاه متفاوتی وجود دارد. بسیاری از این گروهها معتقدند که فیض عام خدا در اثر کار نجاتبخش مسیح، بهگونهای خاص شامل حال کودکان و نوزادان میشود. از این رو، نوزادان تا زمانی که آگاهانه گناه نکنند، از داوری الهی معاف هستند و نجاتشان بهوسیله فیض و رحمت خدا تضمین میشود. بنابراین اگر کودکی در خردسالی بمیرد،مشمول داوری الهی نمیشود.
نتیجهای که از بررسی کتاب مقدس و سنت مسیحی به دست میآید این است که آموزه گناه اولیه بر آن تأکید دارد که طبیعت انسان از زمان تولد، نیازمند فیض و نجات الهی است. با این حال، دیدگاههای مختلف کلیساها درباره مسئولیت اخلاقی نوزاد، لزوم تعمید، و نجات آنان در صورت مرگ، تفاوتهایی ظریف و مهم دارند. اما در تمامی این دیدگاهها، این نکته مشترک است که نوزاد نیز بخشی از بشریت سقوطکرده است و تنها در اتحاد با مسیح و دریافت فیض اوست که انسان، صرفنظر از سن یا مرحله زندگی، میتواند از گناه نجات یابد.
بیان دیدگاه