علی ضرغامی
یکی از پرسشهای قدیمی، بحثبرانگیز و در عین حال پرمعنا در الهیات مسیحی، مسئله تفاوت تصویر خدا در عهد عتیق و عهد جدید است. این پرسش، نه تنها دغدغهای تفسیری یا تاریخی است، بلکه واکنشی به نوعی احساس ناهمگونی در بینش عمومی نسبت به صفات خدا در این دو بخش از کتاب مقدس محسوب میشود. در عهد عتیق، خدا اغلب در هیبتی عظیم، مقتدر، قاضی، عدالتمحور و گاه کیفردهنده ظاهر میشود. او قومی را انتخاب میکند، بر ضد دشمنان ایشان میجنگد، احکام سخت صادر میکند و در صورت سرپیچی مجازاتهایی شدید نازل میکند. در سوی دیگر، خدای عهد جدید – آنگونه که در زندگی، تعلیم و مرگ و رستاخیز عیسی مسیح آشکار شده – خدایی مهربان، بخشنده، صبور، فداکار، و محبتی بیقید و شرط معرفی میشود که حتی دشمنان را نیز دعوت به آشتی میکند.
همین تفاوت ظاهری باعث شده که برخی الهیاتدانان، همچون مارسیون در قرن دوم میلادی، دوگانگیای بنیادین بین این دو تصویر قائل شوند. او ادعا میکرد که خدای عهد عتیق، خدای عدالت سختگیر یهودیان است، اما خدای عهد جدید، پدری مهربان و نجاتدهندهای است که در مسیح آشکار شد. مارسیون با رد کامل عهد عتیق، خواهان برپایی دینی بود بر اساس «خدای محبت» عهد جدید. کلیسای اولیه با قاطعیت این نظر را بدعت شمرد و آموزه تداوم و یگانگی خدای عهدین را تأکید کرد. با این حال، بازتاب این پرسش در تمام قرون بعدی نیز تکرار شده و تا امروز در ذهن بسیاری از خوانندگان کتابمقدس باقی مانده است.
برای درک این مسئله باید به چند نکته کلیدی توجه کرد. نخست اینکه تصویر خدا در هر دو عهد، متنوع و پیچیده است. در عهد عتیق، در کنار کیفر و خشم الهی، بارها از محبت، رحمت، وفاداری، شفقت و مهربانی خداوند نسبت به انسانها – بهویژه قوم اسرائیل – سخن گفته میشود. خداوند در عهد عتیق خدای عهد است؛ خدایی که علیرغم خیانتها، باز هم به عهد خود پایبند میماند و از بازگشت گناهکار شاد میشود. در مزامیر، خدا بهعنوان پناه، پدر مهربان، شبان، و نجاتدهنده ستایش میشود. در کتاب هوشع، خداوند به شوهر وفاداری تشبیه میشود که همسر بیوفای خود را باز هم میپذیرد. پس، تصویر عهد عتیق صرفاً خدای خشم و مجازات نیست، بلکه خدایی است که در عین عدالت، محبت ژرفی نیز دارد.
از سوی دیگر، در عهد جدید نیز خدای عدالت و داوری حضور دارد. عیسی مسیح درباره داوری نهایی، جدایی نیکان و بدان، و آتش جهنم سخن میگوید. رسالههای پولس پر است از هشدار درباره گناه، ضرورت توبه، و عدالت الهی. در کتاب مکاشفه، داوری خداوند به صورتی خوفناک و قطعی ترسیم میشود. بنابراین، عهد جدید نیز خدایی کاملاً نرم و بیقضاوت ارائه نمیدهد، بلکه خدا را همزمان عادل و نجاتدهنده، مهربان و قاطع معرفی میکند.
تفاوت اصلی نه در ذات خدا، بلکه در مرحلهٔ مکاشفه و نحوهٔ تعامل خدا با انسانهاست. عهد عتیق بخشی از تاریخ نجات است، دورانی که خدا در چارچوب قوم اسرائیل عمل میکند، با آنان عهد میبندد، از طریق شریعت به آنان راه زندگی را میآموزد و از آنان اطاعت میطلبد. در این دوره، تقدس خدا بسیار برجسته است و قدوسیت او فاصلهای میان انسان و خدا ایجاد میکند. در عهد جدید، خدا در مسیح تجسّم مییابد، خود را از آن فاصله فراتر میبرد و با انسان یکی میشود. مسیح، نه آغاز یک خدای جدید، بلکه اوج آشکارسازی همان خدای عهد عتیق است. آنچه در عهد عتیق وعده داده شد، در عهد جدید بهکمال رسید.
در واقع، عهد جدید بدون عهد عتیق مفهومی ندارد. شناخت پدر مهربان عهد جدید، در پی فهم خدای عهد است که با اسرائیل راه رفته، قوم را شکل داده، و سرانجام وعده خود را در فرزندش عملی کرده است. به گفته خود مسیح، او نیامده تا شریعت را باطل کند بلکه آمده تا آن را کامل کند. بخشش، محبت، رحمت و فیض که در عیسی دیده میشود، ادامه همان خصایص است که در داستانهای عهد عتیق نیز نمود دارد، اما اکنون در شکل نهایی خود ظاهر شده است.
از دیدگاه الهیاتی، ما با یک خدا مواجهیم که هم عادل است و هم مهربان، هم داور و هم نجاتدهنده. تناقض ظاهری میان خشم خدا در برابر شر و محبت او نسبت به بشر، نه از دوگانگی در ذات الهی، بلکه از پیچیدگی رابطه انسان و خدا ناشی میشود. خدا نه تغییر میکند و نه دچار دگرگونی میشود. آنچه تغییر میکند، مرحله مکاشفه و ظرفیت دریافت انسان است.
این درک، نهتنها شکاف میان عهدین را پر میکند، بلکه ما را به تأملی ژرفتر درباره معنای عدالت، محبت، و نجات در بستر کتابمقدس فرا میخواند. خدا، از ابتدا تا پایان کتاب مقدس، خدایی است که انسان را دوست دارد، اما این محبت بدون قداست و حقیقت نیست. همان خدایی که در عهد عتیق گفت: «مقدس باشید زیرا من قدوسم»، در عهد جدید نیز از زبان پسر میگوید: «کسی که مرا دوست دارد، احکام مرا نگاه میدارد».
بیان دیدگاه