علی ضرغامی
کابالا، که به آن عرفان یهود هم گفته میشود، یکی از جنبههای رازآلود و درونی دین یهودیت است. واژهی کابالا در زبان عبری به معنای «دریافت» یا «سنت گرفتهشده» است و نشان میدهد که این دانش به صورت شفاهی و غیررسمی، از نسلی به نسل دیگر منتقل میشده است.در این مقاله ضمن بررسی تاریخی و معنایی کابالیسم، به موضع کلیسا و مسیحیت در برابر کابالیسم میپردازیم.
ریشهها و تاریخچهی کابالا
نطفههای عرفان یهود را میتوان در متون باستانی یهودی مثل تلمود و برخی نوشتههای دوران دوم معبد (بین قرن ۵ قبل از میلاد تا قرن اول میلادی) پیدا کرد. اما شکل کلاسیک کابالا، در قرون وسطی، بهویژه در اسپانیا و جنوب فرانسه، شکل گرفت. در آن دوران، گروهی از یهودیان دانشپژوه به دنبال درک عمیقتری از خدا، هستی و رابطهی انسان با خدا بودند.
مهمترین اثر در عرفان کابالا، کتاب زُوهر (Zohar) است. این کتاب در قرن ۱۳ میلادی بهوسیله یک عارف یهودی به نام موسی بن شِمطون دِلئون در اسپانیا منتشر شد. البته نویسندگی آن را به یکی از ربّیهای قرن دوم به نام شمعون بار یوخای نسبت دادهاند تا به آن اعتبار مذهبی بدهند. زوهر تفسیر رمزی و عرفانی از کتاب مقدس عبری (عهد عتیق) است و به زبان آرامی نوشته شده است.
در قرن شانزدهم، عرفان کابالا وارد مرحلهای نوین شد. اسحاق لوریا، یکی از بزرگترین عارفان یهود در شهر صفد (در اسرائیل امروزی)، آموزههایی نو مطرح کرد که به «کابالای لوریانی» معروف شدند. او مفاهیم بسیار مهمی مثل انقباض خداوند (Tzimtzum)، شکستن ظروف (Shevirat ha-Kelim) و اصلاح جهان (Tikkun) را مطرح کرد که تأثیر عمیقی در عرفان و حتی در روانشناسی یهودی داشت.
عقاید اصلی کابالا
کابالا باور دارد که خداوند یک واقعیت نامحدود، ناشناختنی و بیپایان به نام اِینسوف (Ein Sof) است. خدا از طریق ده مرحله یا کانال، که به آنها سِفیروت (Sefirot) میگویند، خودش را در جهان ظاهر میکند. این سفیروتها ویژگیهایی مانند حکمت، رحمت، عدالت، زیبایی و اقتدار را در بر میگیرند و با هم نقشهای از هستی و روح انسان میسازند.
بر اساس کابالا، در آغاز آفرینش، نور الهی بهقدری قوی بود که ظرفهایی که باید آن را نگه دارند، شکسته شدند. این شکست، به نوعی نشاندهنده شکاف و بینظمی در جهان است. از آن زمان، وظیفه انسان این است که با اعمال نیک، دعا، و شناخت خدا، ذرات نور الهی را جمعآوری کند و آن را به جایگاه اصلیاش بازگرداند. به این فرآیند تِیکون (اصلاح یا ترمیم) میگویند.
کابالیستها باور دارند که هر کاری که انسان انجام میدهد، اثری در جهان معنوی دارد. حتی کوچکترین رفتار، میتواند بخشی از نور الهی را آزاد کند یا مانع جریان آن شود. بنابراین، زندگی اخلاقی و آگاهانه، نقشی بسیار مهم در عرفان یهود دارد.
شخصیتها و تأثیرها
علاوه بر موسی د لئون و اسحاق لوریا، دیگر چهرههای مهم کابالا شامل:
آبراهام ابوالعافیا: یکی از عارفان برجسته سده سیزدهم که نوعی عرفان مبتنی بر تمرینات تنفسی، تکرار اسمهای خدا و مدیتیشن را معرفی کرد.
موشه کوردورو: فیلسوف و عارف یهودی که پیش از اسحاق لوریا، تلاش کرد سیستم کابالا را منظم و عقلانی ارائه دهد.
شبتای تسوی: یک مدعی مسیحایی در قرن هفدهم که از آموزههای کابالا برای جذب پیروان استفاده کرد، اما در نهایت به اسلام گروید و پیروانش دچار سردرگمی شدند. این واقعه کابالا را وارد دورهای از چالش کرد.
کابالا در دنیای مدرن
در قرن بیستم، شکل جدیدی از کابالا به نام کابالای نوین رواج پیدا کرد که با آموزههای روانشناسی، انگیزشی و معنویت عمومی ترکیب شده بود. این نسخه از کابالا، گاه بسیار سادهسازی شده و برای جذب مخاطبان غیر یهودی طراحی شده است. موسساتی مانند «مرکز کابالا» در لسآنجلس، که هنرمندانی چون مدونا به آن پیوستند، همین رویکرد را دارند. البته بسیاری از یهودیان سنتی با این نسخه سادهشده مخالفاند و آن را تحریف شده میدانند.
کابالا یک عرفان ژرف، پیچیده و شاعرانه است که سعی میکند جهان را بهعنوان بازتابی از ذات الهی تفسیر کند. این عرفان، از طریق مفاهیمی مانند نور الهی، اصلاح روح، سِفیروت و رابطهی نزدیک انسان با خدا، چشماندازی متفاوت و معنوی به زندگی میدهد. در نگاه کابالا، هدف زندگی فقط اطاعت از قوانین نیست، بلکه رسیدن به نوعی اتحاد با سرچشمهی وجود و ترمیم شکافهای هستی است.
کسانی که وارد دنیای کابالا میشوند، باید صبور، اهل تفکر و دارای پایهی قوی در سنت یهود باشند. زیرا کابالا بیش از آنکه صرفاً اطلاعات باشد، نوعی راه و تجربهی زندگی است.
دیدگاه مسیحیت نسبت به کابالا (Kabbalah) بسته به سنت و مکتب الهیاتی خاصی در مسیحیت متفاوت است، اما بهطور کلی میتوان گفت که اکثر جریانهای مسیحی سنتی، بهویژه مسیحیت ارتدوکس، کاتولیک، و پروتستانهای اصلاحشده، نگاه انتقادی، محتاطانه یا حتی منفی نسبت به کابالا دارند. در ادامه این موضوع را از چند زاویه بررسی میکنیم:
۱. دیدگاه تاریخی کلیسا نسبت به عرفان یهود
در قرون وسطی، هنگامی که کابالا در جوامع یهودی بهویژه در اسپانیا و فرانسه رشد کرد، مسیحیت کاتولیک بهطور کلی به عرفان یهودی به چشم «خطر بدعتآمیز» نگاه میکرد. کلیسا نسبت به آموزههایی که بیرون از سنت کتابمقدسی و آموزههای رسمی مسیحی بودند، بسیار حساس بود، بهویژه وقتی با رمزگرایی، اشکال غیرمسیحی از تفسیر کتاب مقدس، و مفاهیم هستیشناسی غیر تثلیثگرایانه (مثل اَینسوف و سفیروت) همراه بودند.
۲. تعارضهای الاهیاتی
مهمترین دلایلی که باعث میشود کابالا در مسیحیت سنتی مورد مخالفت قرار گیرد عبارتاند از:
نگاه غیرشخصی به خدا: کابالا مفهومی از خدا به نام اَینسوف ارائه میدهد که بینهایت، بدون شکل و ناشناختنی است، که این تصویر با خدایی که در مسیحیت بهشکل پدر آسمانی شخصی و پسر مجسمشده در عیسی مسیح شناخته میشود، همخوان نیست.
سیستم سِفیروت: معرفی ده تجلی یا سطوح وجودی برای خدا در کابالا، با آموزه تثلیث مسیحی (پدر، پسر و روحالقدس) تضاد دارد. در الهیات مسیحی، هرگونه چندگانگی در ذات الهی (غیر از تثلیث) معمولاً بهعنوان کفر یا بدعت تلقی میشود.
نجاتشناسی (Soteriology): در کابالا، نجات از طریق شناخت اسرار الهی، اعمال خاص، و اصلاح جهان صورت میگیرد؛ اما در مسیحیت، نجات تنها از طریق ایمان به عیسی مسیح بهعنوان نجاتدهنده، و فیض الهی ممکن است.
هرمنوتیک (شیوه تفسیر کتاب مقدس): کابالیستها از روشهایی مانند جماتریا (تفسیر عددی واژگان عبری) استفاده میکنند که با روشهای تفسیر مسیحی (اعم از تفسیری تاریخی، لفظی یا معنوی) تفاوت دارد و گاه به عنوان «تفاسیر گنوسی» یا «باطنی» رد میشوند.
۳. تأثیر کابالا بر جریانهای انحرافی از دید کلیسا
در دوره رنسانس، برخی مسیحیان مانند پیکو دلا میراندولا (Pico della Mirandola) تلاش کردند مفاهیم کابالا را با آموزههای مسیحی تلفیق کنند و شکلهایی از کابالای مسیحی (Christian Kabbalah) پدید آمد. این جریان بیشتر فلسفی و رازآلود بود و در محافل محدود باقی ماند، اما کلیساهای رسمی هرگز آن را نپذیرفتند.
همچنین در عصر مدرن، برخی فرقههای شبهمسیحی یا جنبشهای عرفانی مدرن (مثل تئوسوفی و برخی شاخههای گنوسیزم جدید) از کابالا الهام گرفتهاند، که از سوی کلیساهای تاریخی به عنوان انحراف از ایمان راستین شناخته میشوند.
۴. دیدگاه پروتستانهای محافظهکار و انجیلی
در بسیاری از کلیساهای انجیلی، بهویژه در آمریکا، کابالا بهعنوان بخشی از عرفان یهودی که فاقد نجات در مسیح است، رد میشود. برخی آن را در کنار عرفان شرقی، نیوایج، جادو یا حتی شیطانگرایی طبقهبندی میکنند، چون به اعتقاد این گروهها، هر چیزی که جایگزین شخص عیسی مسیح بهعنوان نجاتدهنده شود، فریبنده است.
۵. دیدگاه برخی مسیحیان معاصر روشنفکر
در برخی محافل آکادمیک یا الهیات میانفرهنگی، کابالا بهعنوان یکی از سنتهای عرفانی جهانی بررسی میشود و تلاش میشود که شباهتها و تفاوتهای آن با عرفان مسیحی (مثلاً تصوف مسیحی، مکتب مایستر اکهارت، یوحنا صلیب یا ترزای آویلا) شناسایی شود. این نگاه بیشتر علمی و توصیفی است تا اعتقادی.
جمعبندی
کابالا از دیدگاه بیشتر کلیساهای سنتی مسیحی، بهویژه کاتولیک و پروتستان، نظامی الاهیاتی غیرکتابمقدسی و ناسازگار با ایمان به عیسی مسیح است. در عین حال، برخی پژوهشگران مسیحی آن را بهعنوان بخشی از عرفان یهودی و میراث دینی غرب مطالعه میکنند. اما از نظر اعتقادی، تفاوتهای عمیق در مفهوم خدا، نجات، و تفسیر وحی باعث میشود کابالا در درون مسیحیت پذیرفته نشود و حتی گاه بهعنوان انحراف یا گمراهی در نظر گرفته شود.
بیان دیدگاه